آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٢٤٤ - تعميم حكم به تقبيل و معانقه
مرد عريان است را شامل بوسيدن هم دانست، تعجّب از كلام مرحوم محقّق و تأييد صاحب جواهر رحمه الله است.
برخى گفتهاند: در مورد تقبيل روايت زير را داريم:
محمّد بن يعقوب، عن عليّ بن إبراهيم، عن أبيه، عن يحيى بن المبارك، عن عبداللَّه بن جبلة، عن إسحاق بن عمّار، قال: قلت: لأبي عبداللَّه عليه السلام: مجذم (محرم) قبّل غلاماً بشهوة، قال: يضرب مائة سوط. [١] فقه الحديث: سند روايت مشتمل بر يحيى بن مبارك است كه حال او از نظر وثاقت مجهول است؛ لذا، نمىتوان به آن اعتماد كرد.
از جهت دلالت نيز روايت مضطرب است؛ زيرا، كلمهى «مجذوم» ظاهراً همان جذام است، و نسخه بدل «مَحْرم» و يا «مُحرم» است كه البته بسيارى از فقها آن را «مَحْرم» يعنى خويشاوند معنى كردهاند. بنابراين، مضمون روايت اين مىشود كه شخصى بچّهاى از خويشاوندانش را به شهوت بوسيد، حكم آن چيست؟ امام عليه السلام فرمود: صد تازيانه به او زده مىشود.
اين معنا بعيد است. همان طورى كه به ذهن ما آمد و بعد ديديم در حاشيهى وسائل از مرحوم شعرانى [٢] نقل شده كه نسخه بدل «مُحْرِم» است و نه مَحْرَم؛ زيرا، استعمال «مَحْرم» در اينجا لغو است؛ چه آنكه مَحْرم را در مورد زن و مرد به كار مىبرند و نه براى دو مرد؛ كاربرد اين واژه براى دو مرد عرفى نيست.
بنابراين، سؤال راوى از مُحرمى بوده كه در آن عبادت پر عظمت غلامى را از روى شهوت بوسيده است. شايد در ذهن سائل اين بوده كه آيا به احرامش لطمه مىخورد؟
امام عليه السلام در جواب مثل اين كه فرموده باشد به احرامش لطمه نمىخورد، امّا بايد صد ضربه شلّاق بخورد.
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٤٢٢، باب ٤ از ابواب حدّ لواط، ح ١.
[٢]. يكى از فضلا و محقّقان ارزندهى ساكن در تهران بود.