آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٥٣٢ - فرع اوّل دفن مقدارى از بدن زانى براى رجم
مشترك بودن ابومريم وجهى ندارد. زيرا، هر چند ابومريم كنيهى دو فرد است: يكى از آنان ابومريم انصارى، ثقه بوده، و ديگرى، بكر بن حبيب است كه توثيق ندارد؛ امّا اين دليل نمىشود كه هر جا ابومريم ذكر شد، مشترك باشد بين كسى كه وثاقتش ثابت شده و كسى كه توثيق ندارد و روايت از اعتبار ساقط گردد. به علّت اين كه:
اوّلًا: اگر فردى در اسناد روايات تتبّع و دقّت كند، مىفهمد ابومريم مطلق به انصارى انصراف دارد.
ثانياً: راوى از ابومريم، يونس بن يعقوب است كه حتّى يك روايت از بكر بن حبيب ندارد؛ و او از شاگردان روايى ابومريم انصارى است.
فقه الحديث: امام باقر عليه السلام فرمود: زنى نزد اميرمؤمنان عليه السلام آمد و اقرار به زنا كرد. آن امام بزرگوار از او رو برگردانيد تا چهار مرتبه اقرار كامل شد. حضرت على عليه السلام به سبب آبستن بودن زن، دستور داد او را زندانى كنند؛ آنگاه كه وضع حمل او تمام شد، فرمان به حفر گودالى در رحبه داده، و دستور داد پيراهن جديدى براى او بدوزند كه تمام بدنش محفوظ باشد. او را تا حقو و پستانهايش داخل گودال كردند و شخص امام عليه السلام به او سنگى زد و ....
نقد صاحب جواهر رحمه الله بر دلالت اين روايت
مرحوم صاحب جواهر در مقام اشكال بر دلالت روايت، فرموده است: «وفيه أنّه أعمّ من الوجوب مع قطع النظر عن التأسّي» [١]؛ يعنى هرچند امير مؤمنان عليه السلام اين كار را انجام دادند، ليكن معناى آن تعيّن و وجوب حفر نيست. كسى نگفته حفر كردن حرام است؛ بلكه سخن در لزوم و استحباب آن بوده، و به طور كلّ ممكن است بگوييم نه وجوب دارد و نه استحباب؛ بلكه حفر گودال يكى از راههاى اقامهى حدّ است.
جواب نقد صاحب جواهر رحمه الله
اين جريان را يكبار كتاب تاريخ براى ما نقل مىكند؛ امّا هرچند تاريخ قطعى باشد، از نقل تاريخ نمىتوان حكمى از احكام را استفاده كرد؛ ليكن گاه امام باقر عليه السلام واقعهاى را حكايت
[١]. جواهر الكلام، ج ٤١، ص ٣٤٨.