آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٢٣٤ - نظر برگزيده
نقد وجه سوم دليل اين وجه جمع چيست؟ قبول داريم كلمهى «حدّ» گاه به معناى تعزير استعمال مىشود، امّا اين استعمال مجازى به قرينه نياز دارد؛ و در اينجا، قرينهاى براى اين حمل نداريم.
دليل حمل روايات صد تازيانه بر صورت علم به وقوع زنا چيست؟ در كدام قسمت روايت، علم به زنا مطرح است؟ همين گونه از كدام عبارت روايت عبدالرحمان بن ابى عبداللَّه تكرار و جريان حدّ در مرتبهى سوم و چهارم استفاده مىشود؟ اين جمع شيخ طوسى رحمه الله جمعى تبرّعى است و شاهد جمع ندارد.
وجه چهارم: جمع شيخ صدوق رحمه الله
شيخ صدوق رحمه الله مىفرمايد: اين دو دسته روايت، به بحث ما كه استمتاع به «ما دون الفرج» است ربطى ندارد؛ بلكه مربوط به جايى است كه زنا واقع شده است. آن دسته از روايات كه مجازات را صد تازيانه گفته است، حمل مىشود بر جايى كه زنا از راه اقرار يا بيّنه ثابت شود، و رواياتى كه حدّ آن را نود و نه تازيانه معيّن كرده، به صورتى كه زنا از طريق علم حاكم و قرائن ثابت شود، حمل مىشود. [١] نقد وجه چهارم
اين وجه نيز شاهدى ندارد؛ به خصوص با توجّه به روايت عبدالرّحمان بن أبى عبداللَّه كه در آن به عدم ثبوت زنا تصريح شده است. مقدارى كه بيّنه اطّلاع دارد زير يك لحاف خوابين زن و مرد است كه امام عليه السلام كيفر آن را صد تازيانه معيّن كرد.
وجه پنجم: جمع به تخيير
اين راه در حقيقت، جمع نيست؛ و دو دسته روايت، كاملًا متعارض فرض شدهاند.
در اين حال، راهى براى جمع نداريم؛ در نتيجه، در موردى كه دو دسته روايت
[١]. من لا يحضره الفقيه، ج ٤، ص ١٥، ذيل ح ٢٣.