آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٢٠٩ - حكم ازدواج در عدّهى طلاق رجعى
فقه الحديث: يزيد كناسى از امام عليه السلام پرسيد: اگر اختيار كردن شوهر در عدّه از روى جهالت به مسأله و حكم باشد، حكمش چيست؟ ظاهر سؤال با قطع نظر از جواب امام رحمه الله بيان گر اين است كه جهالت واقعاً محقّق بوده است؛ امّا از جواب امام عليه السلام فهميده مىشود ادّعاى جهالت است و نه جهالت واقعى. زيرا، امام صادق عليه السلام فرمود: در اين زمان كه مدّت زيادى از صدر اسلام گذشته و احكام اسلام به تدريج براى مردم بيان شده است تمام زنهاى مسلمان مىدانند براى طلاق و وفات بايد عدّه نگاه دارند. پس از آن، امام عليه السلام مطلبى بالاتر مىفرمايد، و آن اينكه: زنهاى عهد جاهليّت نيز اين مطلب را مىدانستند تا چه رسد به عصر و زمان ما.
جواب امام عليه السلام با ادّعاى جهالت تطبيق مىكند، ولى با جهالت واقعى مطابقتى ندارد. و از اين قسمت روايت فهميده مىشود ادّعاى جهالت پذيرفته نمىشود.
در پايان روايت، مىپرسد: اگر زن اصل عدّه را مىداند، امّا به مقدار آن جاهل است، حكمش چيست؟ امام عليه السلام فرمود: وقتى اصل عدّه را دانست، حجّت الهى گريبان او را مىگيرد؛ بنابراين، بايد سؤال كند تا بفهمد.- در گذشته گفتيم اين زن بايد استصحاب بقاى عدّه را جارى كند تا يقين به خروج از آن پيدا كند. در حقيقت، آن حجّتى كه گريبانگير او مىشود همان استصحاب است.- آيا امام عليه السلام اين مطلب را مىخواسته بفرمايد، يا اينكه از جملهى «فتسأل حتّى تعلم» استفاده مىشود، هر كجا راه سؤال باز باشد و بتواند از اين طريق علم پيدا كند، معذور نبوده و عذرش پذيرفته نمىشود؟ در روايتِ راوى بر عبارت «فتسأل حتّى تعلم» تكيه شده است، بنابراين در جايى كه علم هم نباشد، استصحابى هم جارى نكرده، ليكن باب علم مفتوح و راه سؤال باز است، از دايرهى عذر بيرون و ادّعاى او پذيرفته نمىشود.
روايت دوم: ذيل صحيحهى ابى عبيده است كه به آن نيز در گذشته اشاره كردهايم:
٢- ... قلت: فإن كانت جاهلة بما صنعت، قال: فقال: أليس هي في دار الهجرة؟ قلت: بلى. قال: ما من امرأة اليوم من النساء المسلمين إلّاوهي تعلم أنّالمرأة المسلمة لا يحلّ لها أن تتزوّج زوجين.