آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ١٩ - عبارات فقها در مسئله جواز اجراى حدود در زمان غيبت
ثالثاً: بين قضاوت و اقامه حدود فرق است.
رابعاً: شيخ رحمه الله معقتد است كه انسان مجاز است بر فرزند، اهل و مملوك خويش حدّ جارى نمايد؛ و اين امر در شريعت اجازه داده شده است.
نكته قابل دقّت آن است كه بسيارى از فقها قول جواز اقامه حدود در زمان غيبت را به شيخ طوسى رحمه الله نسبت دادهاند. ابن فهد حلّى رحمه الله در كتاب المهذّب البارع اين قول را به شيخ رحمه الله در نهايه نسبت داده است. علّامه رحمه الله در تذكره و منتهى تعبير به جزم نموده و آورده است: «وجزم به الشيخان». همچنين شهيد ثانى رحمه الله در مسالك به شيخ طوسى رحمه الله و جماعتى اين قول را نسبت داده است. در حالى كه- همانطور كه از عبارت شيخ رحمه الله در نهايه استفاده مىشود- نمىتوان قول به جواز را به مرحوم شيخ نسبت داد.
آرى، اگر كلمه «انفاذ حكم» را به معناى اجراى حكم بدانيم، در اين صورت مىتوان اين قول را به شيخ رحمه الله نسبت داد.
مرحوم سيد محمّد باقر شفتى در رساله خود آورده است: «إنّ المخالف بل المتوقّف في المسألة غير ظاهر عدا ما يظهر من العبارة السالفة من شيخ الطائفة في النهاية ...». [١] ايشان ابتدا از عبارت شيخ رحمه الله در نهاية مخالفت با جواز اقامه حدود را استفاده نمودهاند؛ امّا در ادامه، مىنويسد: از عبارت «وقد فوّضوا ذلك إلى فقهاء شيعتهم» استفاده مىشود كه هم اجرا و هم حكم، به فقهاى شيعه تفويض شده است. اين مطلب در صورتى صحيح است كه مشارٌ اليه «ذلك» را به اجرا و حكم، هر دو، برگردانيم؛ در حالى كه ظهور اوّلى آن فقط حكم و قضا است، و شامل اجرا نمىشود.
آرى، از عبارت مرحوم شيخ در مبسوط مىتوان اين قول را به روشنى استفاده نمود.
ايشان در مبسوط مىنويسد:
«للسيّد أن يقيم الحدّ على ما ملكت يمينه بغير إذن الإمام عليه السلام عندنا وعند جماعة أمّا الحدّ لشرب الخمر فله أيضاً إقامته عليهم عندنا لما رواه عليّ عليه السلام: إنّ النبيّ قال: أقيموا الحدود على ما ملكت أيمانكم و هذا عامّ أمّا القطع بالسرقة فالأولى أن نقول له ذلك لعموم
[١]. إقامة الحدود فى هذه الأعصار، ص ١٣٥.