ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٦٩ - معنى آيات
و در باره وجه اوّل گفته شده است: اين گفتار از جهنّم پيش از وارد شدن تمام اهل جهنّم در آتش است.
و نيز مىتواند به آن معنى باشد كه جهنّم خواستار تعداد بيشترى از گناه- كاران شده است، بر اين اساس كه بر ظرفيّتش افزوده شود، همان گونه كه در روايت آمده است روز فتح مكّه از پيامبر خدا ٦ پرسيدند: آيا به منزل خودت وارد نمىشوى؟ حضرت در پاسخ فرمودند: آيا عقيل براى ما خانهاى باقى گذاشته است؟ چون هنگامى كه بنى هاشم از مكّه به سوى مدينه هجرت نمودند، عقيل خانههاى بنى هاشم را فروخته بود، بنا بر اين معنى مىشود: آيا چيزى اضافه مانده است.
امّا سخنى كه از زبان جهنّم آمده است، در باره آن چند وجه گفته شده است:
١- اين جمله به صورت يك مثل آمده است، يعنى: جهنّم از نظر وسعت و عظمت مانند يك موجود داراى نطق است كه هر گاه به او گفته شود: آيا پر شدهاى؟ گويد: پر نشدهام و هنوز گنجايش بسيارى دارم، و مانند آن است گفته عنتره:
|
فازور من وقع القنا بلبانه |
و شكا الى بعبرة و تحمحم |
|
يعنى: (مركب سوارى من برگشت و از تيرى كه به سينهاش نشسته بود با اشك چشم و زمزمهاى كه سر مىداد به من شكايت نمود)[١].
[١] شاهد بر سير اين است كه شاعر در شعر خود زبانحال مركب سوارى را به شكايت تعبير نموده است، همانگونه كه در قرآن زبانحال جهنّم بيان شده است، در شعر بعدى نيز شاهد بر سر نقل زبانحال است.