ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٠٤ - شأن نزول آيات
(أَلَّا تَزِرُ وازِرَةٌ)- تقديرش چنين است: لا تزروهم، و اين جمله در موضع جر است كه بدل باشد از قوله( (بِما فِي صُحُفِ مُوسى)) و ما اسم موصول است.
شأن نزول آيات:
هفت آيه كه از (أَ فَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى) شروع ميشود بنقل از ابن عباس و سدى و كلبى و جمعى از مفسرين اين آيه در باره عثمان بن عفان نازل شده است كه اموال خود را صدقه ميداد، برادر شيريش عبد اللَّه بن سعد بن ابى سرح به او گفت:
اين چه كارى است كه تو انجام ميدهى، با اين عمل بيم آن ميرود كه چيزى براى تو باقى نماند؟
عثمان در پاسخ برادرش به او ميگويد: من گناهانى دارم و با اين عمل مى خواهم رضايت الهى را جلب كنم و به عفو و بخشش او اميدوار هستم، عبد اللَّه به او گفت:
اين شتر سواريت را با جهاز بمن بده تا من تمامى گناهان تو را بگردن بگيرم، عثمان شتر سوارى خود را به برادرش داد و كسانى را بر معامله خود شاهد گرفت، و ديگر صدقه را قطع كرد، كه بدنبال آن اين آيات نازل شد: (أَ فَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى) يعنى: در روز احد[١] هنگامى كه آن تنگه را رها كرد و بخاطر اين گناهش مقدارى اندك صدقه داد و سپس صدقه را قطع كرد.
تا آنجا كه ميفرمايد: (وَ أَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرى) آن گاه با نازل شدن اين آيه عثمان دوباره صدقه دادن را از سر گرفت.
[١]- فخر رازى در تفسير كبير خود ذيل آيه ١٥٥ از سوره آل عمران( إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ) گفته است:( يك نفر از كسانى كه در جنگ احد از تنگه فرار كرد عمر بود، ولى او از بقيه فراريان جلو نبود، و زياد از معركه دور نشد، بلكه روى كوه ماند تا اينكه پيامبر٦ هم روى كوه آمد، و باز ميگويد: يك نفر ديگر از فراريان عثمان بود كه همراه دو نفر ديگر از انصار گريخت كه به آنان سعد و عقبه مى گفتند كه فرار كردند و بنقطه دوردستى رسيدند و پس از سه روز بازگشتند)( در حديث ديگر ابن حجر عسقلانى ج ٢ قسمت اوّل صفحه ١٩٠ در ترجمه رافع بن معلّى انصارى زرقى ميگويد:( ابن منده از طريق ابن الكلبى از ابى صالح از ابن عباس ذيل آيه( إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطانُ بِبَعْضِ ما كَسَبُوا) روايت ميكند كه اين آيه در باره عثمان و رافع بن معلى و خارجة ابن زيد وارد شده است).
و باز ابن حجر در ج ٣ قسمت اول ص ١٠١ از كتاب خود در ترجمه حالات سعيد بن عثمان انصارى نقل ميكند كه اسحاق بن راهويه در سند خود از طريق زبير روايت ميكند كه گفت: بخدا سوگند كه هنوز آهنگ صداى معتب بن قشير در گوش، من است، در حالى كه چرت مىزدم مىگفت اگر در آن جنگ به حرف ما گوش ميكردند آن همه كشته نميداديم، سپس گفت:
اما فرموده الهى:( إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ) گفت: از جمله فراريان در جنگ احد بودند: عثمان بن عفان و سعيد بن عثمان و علقمة بن عثمان انصارى، گفت: اينان به كوهى رسيدند اطراف مدينه در بطن اعواض و آنجا سه روز توقف كردند.