ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٠٢ - دليل قرائت
نشد[١] قهرا (اثمر) صفت خواهد شد، و هنگامى كه وصف شد ميبايست در آن ضميرى باشد كه به موصوف برگردد، بنا بر اين حذف ميگردد، همانگونه كه آن ضمير عائد از صفت بموصوف حذف ميگردد.
ممكن است مثل را با ما يك چيز تصوّر نكنيم، و آن را اضافه كنيم به ما كه تقدير خواهد شد (مثل شىء اثمر حماض الجبل) كه اينجا مثل بخاطر اضافه شدن به كلمه غير متمكن مبنى بر فتح شده است.
و بر اين تركيب ديگر ابى عثمان در شعر دليلى ندارد بر اينكه (مثل) با (ما) بمنزله يك كلمه هستند.
و نيز جايز است كه ما و فعل به منزله مصدر باشند كه تقدير ميشود: (مثل أثمار الحماض) بنا بر اين مثل اين آيه خواهد شد: (وَ ما كانُوا بِآياتِنا يَجْحَدُونَ) و (بِما كانُوا يَكْذِبُونَ).
احتمال سوم: كه مثل منصوب باشد بنا بر حاليت از نكره در نطق، و اين قول ابى عمرو جرمى است، و ذو الحال حق است كه قبل از آن آمده است و عامل در حال نيز (حق) است، زيرا حق از جمله مصادرى است كه با آن توصيف شده است، و نيز جايز است كه حال باشد براى نكرهاى كه حق باشد در قوله (انه لحق)، ابو عمرو نيز همين را گفته است، و ندانسته است كه آن را حال براى ضمير موجود در حق قرار داده است، و اين معنى اختلافى در جوازش نيست.
و ابو الحسن در قوله تعالى (فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ أَمْراً مِنْ عِنْدِنا) امرا من
[١]- مترجم گويد: چون ما مصدريه است جمله فعليه را تحويل مصدر برده مثل در حقيقت به اسم اضافه ميشود نه فعل كه اشكال اضافه شدن به فعل پيش بيايد و تقدير اينطور خواهد شد:( مثل ثمر الحماض) همانگونه كه مؤلّف نيز اشاره خواهد كرد.