ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤١٥ - دليل قرائت
كه از روى قياس باشد، البته هم در شعر آمده است هم در بعضى از قراءتها.
و در قرائت كسى كه همزه را در (الاولى) حذف كرده و مخفف خوانده است بنا بر قول كسى كه (الحمر) گفته و همزه وصل را حذف نكرده جايز است تنوين را حركت دهيم: (عادن الولى)[١] همانگونه كه در صورت ثابت ماندن همزه نيز همين قرائت خواهد بود، زيرا بنا بر اين فرض لام در تقدير سكون است، همانگونه كه نون بخاطر التقاء ساكنين كسره داده ميشود، در اين قول نيز نون را كسره ميدهيم زيرا تنوين در تقدير التقاء ساكنين است، و هر كس لام معرفه را حركت دهد و همزه وصل را حذف كند، قاعدهاش آنست كه نون را از (عادن) ساكن كند و بگويد: (عادن- لولى) زيرا لام در تقدير سكون است، همانطور كه در درجه اول بود، مگر نمىبينى كه همزه وصل حذف شده است، و لذا وقتى همزه وصل حذف شده نون بر سكون خود خواهد ماند، همانگونه كه نون را بحالت سكون خواهى گذاشت در (عاد ذاهب).
اما قول ابى عمرو (عاد لوى) پس از آنكه همزه كه منقلب از فاء الفعل است براى تخفيف حذف شد چون در ابتداء اجتماع دو حرف واو شده بود، حركت الف به لام ساكن منتقل ميشود، و نون قبل از لام ساكن است و لذا در لام ادغام ميشود، همانگونه كه در مثل (منّ راشد) نون ساكن در راء ادغام شده است، و اين ادغامها پس از آنست كه نون قلب به لام يا راء شده است، بنا بر اين هنگامى كه نون عادا در لام ادغام شد، ميشود (عاد لولى).
ابو الحسن به يكى از دو راه از اين اشتباهى كه ابو عثمان به او نسبت داده، خود را خلاص نموده است:
١- آنكه حذف همزه از (الاولى) بنا بر قول كسى باشد كه ميگويد: (لحمر) مثل اينكه در حذف همزه قبل از ادغام گفته شده است (لولى) و لام بدلالت حذف
[١]- و در دو نسخه آمده است: عادن لولى.