ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٠ - معناى آيات
معناى آيات:
سپس خداوند بزرگ به پيامبرش ٦ مىفرمايد:
(وَ اذْكُرْ) براى قومت أهالى مكّه يادآورى كن.
(أَخا عادٍ) داستان قوم هود را.
(إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ) آن گاه كه آنان از خدا ترسانده، به فرمانبرى پروردگار دعوتشان نمود.
(بِالْأَحْقافِ) از ابن عبّاس نقل شده است كه محلّ أحقاف صحرايى است بين عمان و مهرة.
ابن اسحاق گفته است اين احقاف تودههاى شنى است كه بين عمان تا حضرموت قرار دارد.
قتاده گويد: منظور از احقاف در اينجا يك رشته تپههاى شنى است در شحر كه در ساحل درياى يمن واقع شده است[١].
از حسن نقل شده است كه احقاف سرزمينى است كه در آن تپّههاى شنى وجود دارد.
(وَ قَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ) يعنى: پيش از هود (ع) و پس از او پيامبرانى آمدند و رفتند.
(أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ) و مىگفتند: كه جز خداى يكتا را نپرستيد، يعنى:
من نه پيش از هود و نه پس از او هيچ پيامبرى را نفرستادهام، مگر آنكه به آنان دستور يكتا پرستى دادهام.
[١]- ترتيب القاموس المحيط جزء دوّم، صفحه: ٦٧٩( الشحر) ساحل دريا است بين عمان و عدن( مترجم)