ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٦٢ - لغات آيات
|
(وجدنا آل مرة حين خفنا |
جريرتنا هم الانف الكراما |
|
|
و يسرح جارهم من حيث يمسى |
كأنّ عليه مؤتنفا حراما)[١] |
|
. ابو على گويد: بنا بر اين شعر أنف كه وزن فعل است بر وزن (فعل) جمع بسته شده است، زيرا كه مفرد انف انف است به دليل شعر شاعر كه گفته است:
|
(و حمّال المئين اذا المّت |
بنا الحدثان و الأنف النصور)[٢] |
|
. و انف و انف در هر دو شعر با لغتى كه در آيه آمده است فرق دارد، زيرا آنچه كه در شعر است به معنى عدم تحمّل است، و آنچه كه در آيه آمده است به معنى ابتداء است، ولى انف در معنى ابتداء شنيده نشده است، ممكن است ابن كثير آنف و أنف مانند حاذر و حذر و فاكه و فكه گمان كرده است و (آنف) با مدّ مناسبتر است كه به معنى آينده است از ائتناف بمعنى ابتداء، پس آنفا بمعنى اوّلين فرصت نزديك است.
لغات آيات:
أهوائهم- أهواء جمع هواء بوده و عبارت است از خواست نفس، گفته ميشود:
(هوى يهوى هوى فهو هو) و استهواه هذا الأمر، يعنى: او را به سوى خواسته- اى فرا خواند.
أشراطها- أشراط بمعنى علامات و نشانهها است، و (أشرط فلان نفسه للأمر) يعنى: فلانى براى فلان كار خود را نشان كرد، اوس بن حجر گويد:
[١]- يعنى:( با گناهانى كه داشتيم هنگامى كه ترسيديم خاندان مرة را مردمى يافتيم كه حاضر به ستم نبوده آقا و بزرگوارند، همسايگانشان از منازل خود به راه مىافتند، تو گويى كه آل مرة حرمت ماه حرامى را گرفته باشند)
[٢]- يعنى:( بهنگام پيش آمدهاى روزگار داراى صدها افراد جنگى و ياورى)