ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤٠ - جريان فتح حديبيه
كسراى فارس و نجاشى حبشه وارد شدم به خدا هيچ پادشاهى را نديدم كه يارانش به اندازه ياران محمّد او را تعظيم نمايند، هر گاه به آنان فرمانى ميدهد فورا به اجراى آن مىشتابند، و هر گاه وضوء مىگيرد مىخواهند بر سر قطرات آب وضويش همديگر را بكشند، و هر گاه در پيشگاهش سخن مىگويند آهسته حرف مىزنند، و به احترام او تند به صورتش نگاه نمىكنند، و پيشنهاد خوبى به شما كرده است گفتهاش را بپذيريد.
مردى از بنى كنانة گفت: بگذاريد من به ديدار او بروم، گفتند: برو، همين كه وارد بر پيامبر شد حضرت به يارانش فرمود: اين شخص فلانى است و از قومى است كه نسبت به قربانى احترام فوق العادهاى دارند، قربانى خود را جلو او ببريد، قربانى را جلو او بردند و ياران پيامبر لبّيكگويان به استقبال او رفتند.
همين كه اين برنامه را ديد گفت: سبحان اللَّه اين مردم سزاوار نيست كه از زيارت خانه خدا منع شوند، مردى از ميان آنان بپاخاست كه نامش مكرز بن حفص بود، گفت: بگذاريد من بنزد محمد روم، گفتند: برو، همين كه وارد بر ياران پيامبر شد حضرت فرمود: اين شخص مكرز است و مردى است بى دين با حضرت به گفتگو پرداخت در اين بين سهيل بن عمرو وارد شد، حضرت فرمود:
كارتان آسان شد سهيل گفت: بين ما و خودتان چيزى بنويس، حضرت رسول ٦ على (ع) را فرا خواند، حضرت رسول ٦ فرمود بنويس: (بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم) سهيل گفت: امّا رحمن به خدا كه من نمىدانم چه كسى است، و لكن بنويس (باسمك الهم) مسلمانان گفتند: به خدا غير از بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم چيز ديگرى نخواهيم نوشت، پيامبر ٦ فرمود: بنويس: (باسمك اللَّه هذا ما قاضى عليه محمّد رسول اللَّه) سهيل گفت: اگر ما تو را رسول خدا مىشناختيم سدّ راه تو براى زيارت خانه خدا نمىشديم، و با تو هم نمىجنگيديم، ولى بنويس محمّد بن عبد اللَّه.