ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٦٦ - معناى آيات
(وَ إِنْ يَرَوْا كِسْفاً مِنَ السَّماءِ ساقِطاً) يعنى: اگر آنان را با فرو فرستادن قطعههايى از آسمان بخواهيم عذاب كنيم دست از كفر و عناد خود بر نداشته، ميگويند اين پارهاى است از ابرهاى آسمان كه ميگويند:
(يَقُولُوا سَحابٌ مَرْكُومٌ) ابرهايى متراكم كه بر روى هم انباشته شده است، و تمام اين امور كه پس از (أم) در اين سوره آمده است نوعى محكوم ساختن بتپرستان است كه با قرآن مخالفت ميكنند، آن گاه خداوند بزرگ پيامبر ٦ را مورد خطاب قرار داده ميفرمايد:
(فَذَرْهُمْ) يعنى: اى محمد آنان را رها كن.
(حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي فِيهِ يُصْعَقُونَ) يعنى: با افتادن صاعقه روى آنان بهلاكت ميرسند.
بعضى گفتهاند: صعقهاى كه در اينجا آمده است منظور از آن نفخه اولى است كه تمامى خلايق با آن به هلاكت ميرسند، سپس خداوند به توصيف اين روز پرداخته ميفرمايد:
(يَوْمَ لا يُغْنِي عَنْهُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئاً) يعنى: مكر آنان به حالشان مفيد نبوده، و چيزى از آنان دفع نخواهد ساخت.
(وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ، وَ إِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا) منظور از اين ظالمان كفار مكه هستند.
(عَذاباً دُونَ ذلِكَ) ابن عباس گفته است: منظور از عذاب غير از عذاب آخرت كشته شدن اين كافران در جنگ بدر است، و جاى ديگر از ابن عباس و براء بن عازب روايت شده ميگويند: منظور از آن عذاب قبر است.
مجاهد گفته است: منظور از آن گرسنگى و قحطى در هفت سال است، ابن زيد گفته است: اين عذاب عبارتست از مصائب دنيا.
بعضى هم گفتهاند: اين عذاب دانستن همه اينها است.