ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٣٧ - معنى آيات
شده، زنده باز مىگرديم؟!(ذلِكَ) يعنى: اين بازگشت كه مىگويند:
(رَجْعٌ بَعِيدٌ) بازگشتى است دور از توهّم و فكر انسان، و بازگشتى است باور نكردنى از جهان، يعنى: اين شدنى نيست، زيرا امكان ندارد، سپس خداوند بزرگ مىفرمايد:
(قَدْ عَلِمْنا ما تَنْقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ) يعنى: ما خوب مىدانيم كه زمين چگونه گوشت و خون آنان را مىخورد، و چگونه استخوانهايشان را فرسوده مىسازد، بنا بر اين براى ما بازگرداندن آنها سخت نمىباشد.
(وَ عِنْدَنا كِتابٌ حَفِيظٌ) يعنى: ما كتابى داريم كه تعداد و اسامى آنان را حفظ مىكند، و اين كتاب لوح محفوظ است كه هيچ چيز از آن استثناء نخواهد شد، و بعضى گفتهاند: حفيظ يعنى كتابى كه از فرسودگى و كهنه شدن محفوظ است، و آن كتاب حافظان است كه اعمال آنان را مىنگارند، آن گاه خداوند از تكذيب آنان خبر داده مىفرمايد:
(بَلْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جاءَهُمْ) و حق عبارت است از قرآن، و بعضى هم گفتهاند حق عبارت است از رسول خدا ٦.
(فَهُمْ فِي أَمْرٍ مَرِيجٍ) يعنى: آنان در اين باره سردرگم هستند، گاهى مىگويند محمّد ديوانه است، گاهى مىگويند: افسونگر است، گاهى مىگويند شاعر است، و در كار خود سرگردانند، چون از حال او آگاهى ندارند، و بر يك سخن تكيه نمىكنند، و نسبت به قرآن نيز يك بار مىگويند سحر است، بار ديگر مىگويند شعر است، گاهى هم مىگويند به خدا افتراء بسته شده است، و در اين باره سردرگم هستند، حسن گويد: هيچ ملتى حق را رها نساختند مگر آنكه كارشان در هم پيچيده شد.