ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤١٨
يعنى: (حوادث روزگار زنان خاندان حرب را همان قدر كه عياشى كرده بودند در هم كوبيد، در نتيجه موهاى سياهشان سفيد، و روهاى سفيدشان سياه گرديد).
معناى آيات:
سپس خداوند اين آيه را به آيات قبلى عطف كرده ميفرمايد:
(وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى) يعنى: سرانجام كار بسوى پاداش الهى و يا عذاب او خواهد بود، و كلمه (منتهى) و (آخر) بيك معنى است، و در اينجا منظور از (منتهى) سرانجام كار است تا آن گاه كه ديگر پايان كار و اعمال دنيا است.
(وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَ أَبْكى) از عطاء و جبائى نقل شده است كه( (أَضْحَكَ وَ أَبْكى)) يعنى موجبات خنده و گريه را كه سرور و حزن باشد بوجود آورد، همانگونه كه گفته ميشود: (اضحكنى فلان) و (ابكانى) يعنى فلانى مرا خنداند و يا گرياند.
از مجاهد نقل شده است يعنى: خداوند بهشتيان را در بهشت خندانيد و جهنميان را در جهنم گريانيد، خنده و گريه از افعال انسان است، خداوند ميفرمايد: (فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَ لْيَبْكُوا كَثِيراً) و ميگويند: (تَعْجَبُونَ وَ تَضْحَكُونَ) كه ضحك به انسان نسبت داده شده است.
حسن گويد: خداوند آفريننده خنده و گريه است، خنده بخاطر سرور، و خوشآيندى كه در قلب است چهره انسان را شاداب ميسازد، هنگامى كه حالتى بر انسان عارض گردد كه قابل دفع نيست، قهرا آن حالت از فعل الهى محسوب مى شود، و گريه عبارتست از جارى شدن اشك بر گونه بخاطر اندوهى كه در دل مى باشد، و گاهى هم گريه از روى يك خوشحالى آميخته با يادآورى اندوهى است كه از رقت قلب نشأت ميگيرد.
بعضى گفتهاند: يعنى خداوند مطيع را با رحمت خود خندانده و عاصى را با عذاب خود گريانده است.