ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٧٠ - معنى آيات
دارند كه هيچگاه حاضر نيستند احدى را قبول كنند و تسليم او شوند، زيرا كفار مكه گفته بودند محمد و يارانش پدران و برادران ما را كشتهاند و اينك وارد منزلهاى ما ميشوند، و اعراب با خود گفتند كه ياران محمد بر خلاف ميل ما ميخواهند وارد بر ما شوند و لات و عزى بتهاى ما نيز نمىخواهند اينان بر ما وارد شوند، و اين يك نوع تعصب جاهلانه بود كه وارد دلهاى آنان شده بود.
زهرى گفته است منظور از حميت جاهليت سرسختى كفار بود از اقرار به رسالت حضرت محمد ٦ و نيز شروع نمودن صلحنامه حديبيه كه بين مسلمانان و آنان نوشته ميشد به كلمه (بسم اللَّه الرحمن الرحيم).
(فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى)) و كلمه تقوى عبارتست از كلمه (لا اله الا اللَّه) و اين نظر مربوط است به ابن عباس و قتاده و مجاهد[١].
[١]- علل الشرائع بنقل نور الثقلين ج ٥ صفحه ٧٤( از حسن بن على بن ابى طالب( ع) از پيامبر خدا٦ ضمن حديثى طولانى در تفسير سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الا اللَّه و اللَّه اكبر آمده است كه پيامبر فرمود: قوله لا اله الا اللَّه بمعنى يكتاپرستى حق است، كه خداوند اعمال را جز با آن نخواهد پذيرفت و آن كلمه تقوى است كه ميزانها در روز قيامت بوسيله آن سنگين خواهد شد).
اصول كافى بنقل از نور الثقلين ج ٥ صفحه ٧٣:( از جميل روايت شده گفت از حضرت صادق( ع) پرسيدم معنى( وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى) چيست؟ فرمود: ايمان است).
امالى صدوق بنقل نور الثقلين ج ٥ صفحه ٧٣:( از پيامبر خدا٦ روايت شده است كه فرمودند خداوند در باره على بن ابى طالب بمن عهدى فرمود گفتم پروردگارا اين عهد را برايم بيان كن فرمود: بشنو گفتم شنيدم، فرمود:( على( پرچم هدايت و پيشواى دوستان من و نور مطيعان من است، و او همان كلمهاى است كه براى متقين لازم نمودهام، هر كس على را دوست بدارد مرا دوست داشته است، و هر كس از او اطاعت كند از من اطاعت كرده است).
كمال الدين و تمام النعمة بنقل نور الثقلين ج ٥ صفحه ٧٤:( ضمن حديثى طولانى از حضرت رضا( ع) نقل شده است كه فرمودند: ما هستيم كلمه تقوى و عروة الوثقى)