ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٣٤ - لغات آيات
ق به عنوان يك آيه به حساب نيامده، و نيز حروفى نظير آن مانند ن و ص، آيه حساب نشدهاند، زيرا ق حرف مفرد است، و حروف مفرد آيه به حساب نمىآيند چون از شباهت به جمله دور هستند، اما حروف مركب كه به جمله شباهت دارند و در اوائل سورهها قرار دارند مانند طه و حم و الم و ... يك آيه محسوب مىشوند.
لغات آيات:
مجيد- يعنى: بزرگوار و صاحب مجد و عظمت و مورد احترام، مجد در زبان عرب به معنى شرافت فوق العاده است، گفته مىشود: (مجد الرّجل و مجد مجدا) هنگامى كه شخص داراى عظمت و احترام باشد.
اصل اين لغت از گفته اعراب گرفته شده است كه مىگويند: (مجدت الإبل مجودا) هنگامى كه شكم شتر در اثر بسيار خوردن علف در بهار بزرگ شود، و (امجد فلان القوم) يعنى از آنان پذيرايى نمود، شاعر عرب گويد:
|
(أتيناه زوارا فامجدنا قرى |
من البت و الداء الدخيل المخامر) |
|
عجبوا- و عجيب و عجب چيزى را گويند كه سبب و علّت آن شناخته نشده است.
مريج- چيزى است كه به هم آميخته و از هم شناخته نمىشود، و در اصل به معنى روانه چيزى است با چيز ديگر كه از (مرج) است، شاعر عرب گويد:
|
(فجالت فالتمست به حشاها |
فخرّ كأنّه غصن مريج) |
|
يعنى در اثر كثرت شعب آن به هم اشتباه شده بود.
و (مرجت عهودهم و امرجوها) يعنى: پيمانهاى خود را در هم ريختند و به آنها وفا نكردند.