ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٠٠ - دليل قرائت
دليل قرائت:
ابو على گويد: هر كس (مثل) را رفع بدهد آن را صفت براى (حق) قرار داده است، و با اينكه مثل اضافه شده است به معرفه باز هم جايز است آن را صفت براى نكره بگيريم، زيرا مثل با اضافه شدن تخصص پيدا نخواهد نمود، زيرا آن چيزهايى كه بوسيله آنها بين دو متماثل تشابه ايجاد ميشود بسيار ميباشد، بنا بر اين از آنجا كه با اضافه شدن تخصيص پيدا نميكند و اضافه آن ابهام و شياعى را كه قبل از اضافه داشته است بر طرف نميسازد، مثل هم چنان نكره باقى خواهد ماند، و بر همين اساس است كه ميگويند: (مررت برجل مثلك)[١].
و بهمين جهت (مثل) در آيه با اضافه شدن به (أَنَّكُمْ تَنْطِقُونَ) معرفه نشده است، گرچه (انكم تنطقون) بمنزله (نطقكم) است، و ما در (مِثْلَ ما أَنَّكُمْ تَنْطِقُونَ) زائد است.
اما بنا به روايت نصب (مِثْلَ ما أَنَّكُمْ) سه نوع احتمال وجود دارد:
احتمال اول- پس از آنكه مثل اضافه شده است به مبنى كه (انكم) باشد، مثل نيز مبنى شده است، همانگونه كه مبنى شده است يومئذ در (مِنْ عَذابِ يَوْمِئِذٍ) و (على حين عاتبت المشيب على الصبى) و قول شاعر:
|
(لم يمنع الشّرب منها غير أن نطقت |
حمامة فى غصون ذات أوقال) |
|
كه غير در موضع رفع است بنا بر آنكه فاعل يمنع باشد، و علت اينكه اسماء مبهمه مانند مثل، يوم، حين، غير هر گاه بمبنى اضافه شوند مبنى ميشوند، اينست كه
[١]- شاهد بر سر اينست كه مثل با اينكه اضافه به ضمير معرفه شده است ولى بهمان دليل كه گفتيم توانسته است صفت براى رجل نكره قرار بگيرد.
ولى چون رجل نكره موصوفه است و در حكم معرفه ميباشد اين اشكال، وارد نيست كه در جواب نياز به اين توجيه باشد( مترجم)