ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٠٤ - معنى آيات
روايت شده است كه:
(رسول خدا ٦ براى زيارت خانه خدا بيرون آمد و قصد جنگ نداشتند و بقيّه حديث گذشته را نقل كرد تا اينكه مىگويد: رسول خدا ٦ فرمود:
پياده شويد، گفتند: يا رسول اللَّه در اين وادى آب يافت نمىشود، رسول خدا ٦ از تركش خود تيرى بيرون آورد و آن را به مردى از يارانش داده فرمود پياده شو و سر يكى از اين چاهها رفته اين تير را در آن فرو ببر، آن مرد همين كار را انجام داد آب از چاه جوشيد و مردم همه سيراب شدند).
و نيز از عروة روايت شده است كه از بيرون آمدن پيامبر خدا ٦ ياد كرده مىگويد:
(قريش از مكه بيرون آمده و از پيامبر جلو افتادند و پيش از حضرت سر آب رسيدند و از آنجا پياده شدند، همين كه پيامبر خدا ٦ مشاهده فرمود كه قريش پيش از او سر آب رفتهاند، در حديبيه پياده شد در حالى كه گرما سخت شدّت داشت و آنجا جز يك چاه وجود نداشت، مردم از تشنگى ناراحت شدند و جمعيّت هم زياد بود، كسانى سر چاه رفته آب آن را تا ته كشيدند، رسول خدا ٦ دلوى آب خواست وضوء گرفت و آب در دهان خود گردانده در سطل آب ريخت و دستور فرمود كه آب سطل را در چاه بريزند، و سپس تيرى از تركش خود بيرون آورده در چاه انداخت و بدرگاه خداوند دعائى كرد آب از چاه جوشيد و بالا آمد تا جايى كه مردم با دست از چاه آب مىكشيدند در حالى كه لب چاه نشسته بودند).
سالم بن أبى الجعد روايت كرده مىگويد:
(بجابر گفتم روز شجره چند نفر بوديد؟ گفت: ما يكهزار و پانصد نفر بوديم، و از تشنگى آن روزشان ياد نموده گفت مقدارى آب در يك ظرف براى پيامبر آوردند حضرت دست خود را در آن آب گذاشت ناگهان ديديم آب از لابلاى انگشتان