ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٥٧ - معناى آيات
سطر گرفته شده است.
مثقل- كسى را گويند كه چيزى بر او بار شده است كه برداشتن آن بر او سخت است.
معناى آيات:
آن گاه خداوند بزرگ به پيامبرش خطاب كرده ميفرمايد:
(فَذَكِّرْ) يعنى: اى محمد اين مكلفين را پند و اندرز ده، و دست از دعوت آنان بر مدار هر چند كه در بارهات بدگويى كرده باشند.
(فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ) يعنى: تو با لطفى كه خداوند در بارهات نموده است كه يك قسم آن نبوّت است.
(بِكاهِنٍ) كاهن كسى است كه مردم در بارهاش بغلط تصوّر ميكنند كه از راه بخدمت گرفتن جنّيان علم غيب دارد.
(وَ لا مَجْنُونٍ) مجنون آفت زدهاى است كه عقلش را از دست داده باشد، البته كفار بخوبى آگاه بودند كه پيامبر خدا ٦ نه جادوگر است و نه ديوانه، و لكن اين سخنان را بمنظور تكذيب او ميگفتهاند تا به آن دل خوش كنند، همانگونه كه سفهاء سعى ميكنند تا با تكذيب دشمنان خود عقده خالى كنند.
(أَمْ يَقُولُونَ) يعنى: بلكه ميگويند:
(شاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ) ما در مورد محمد منتظر حوادثى مانند مرگ و ديگر حوادث روزگار هستيم تا همانگونه كه شاعران پيش از او هلاك شدهاند به هلاكت برسد، منون بمنون دهر و روزگار است، و نيز بمعنى مرگ و اجل هم مىآيد.
و حرف (ام) در اينجا منقطعه است و بمعنى ترك و تحوّل است مانند گفتار