ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٦٤ - معنى آيات
٣- اينكه امر القيا شامل سائق و شهيد مىشود، مثل اينكه گفته است:
(يا ايّها السائق و الشّهيد القيا).
٤- اينكه الف آخر القيا نون تأكيد خفيفه بوده است، و در اصل القين بوده است، و وصل جارى مجراى وقف شده و نون تبديل به الف گرديده است، همان گونه اعشى شاعر گفته است:
|
(و ذا النّسك المنصوب لا تنسكنّه |
و لا تعبد الشّيطان و اللَّه فاعبدا)[١] |
|
. و مؤيد اين قول روايتى است كه از حسن در قرائت اين آيه آمده است كه (القيا) با تنوين خوانده است.
(الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ)- اگر الّذى را مبتدا بگيريم خبرش مىشود (فألقياه) و نيز جايز است آن را منصوب بدانيم به وسيله فعلى مضمر كه فألقياه آن را تفسير مىكند، و نيز مىشود آن را منصوب بگيريم بنا بر اينكه بدل باشد از( (كُلَّ كَفَّارٍ)) كه قبلا آمده[٢] ولى نمىشود الّذى را مجرور بدانيم كه صفت براى كفّار باشد، چون نكره با موصول صفت آورده نمىشود، و موصول وصله است براى توصيف اسمايى كه با جملهها معرفه مىشوند.
معنى آيات:
آن گاه خداوند بزرگ از حالت مردم پس از برانگيخته شدن مردگان خبر داده مىفرمايد:
[١]- اين شعر در ج ١ عربى تفسير صفحه ٢٠٩ آمده است و شاهد بر سر فاعبدا است كه فاعبدن بوده، نون تبديل به الف شده است.
[٢]- و مفعول القيا بوده است.