ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٧٢ - تفسير
و قرار داديم از پيش روى ايشان سدّ و حجابى و از پشت سر آنها هم سدّى، پس نابينا كرديم ايشان را، پس آنها نمىبينند و اين بنا بر يكى از دو وجه تشبيه است براى آنها بكسى كه اين صفت اوست در اعراض از ايمان و قبول حق و اين عبارت از واگذارى خداست ايشان را وقتى كفران كردند و مثل آنكه گفته است، ما ايشان را واگذاريم در حال شكست خوردگى، پس اين از پيش روى و پشت سرشان سدّى شد، و وقتى گفتيم كه آن توصيف حال ايشانست در آخرت پس سخن بنا بر حقيقت است و آن عبارت از تنگى جاى در آتش است بطورى كه راه جلو و عقب رفتن را ندارند زيرا اطرافشان مسدود و بسته است، و هر گاه حمل كرديم آن را بر صفت مردمى كه اهتمام بكشتن پيغمبر ٦ نمودند، پس مقصود اينست كه ما قرار داديم پيش روى اين كفّار مانعى و از پشت ايشان نيز مانعى تا آنكه نديدند پيامبر را و قول خدا( فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ) يعنى كور كرديم چشمهاى ايشان را پس نميديدند پيغمبر ٦ را.
و روايت شده كه ابو جهل تصميم گرفت كه پيغمبر ٦ را بكشد، پس هر گاه شب بيرون ميرفت او را نميديد و خدا حايل ميشد بين او و آن حضرت، و بعضى گفتهاند: فاغشيناهم، يعنى كور گردانيديم آنها را پس ايشان نميديدند- هدايت و راه سعادت را، و برخى گفتهاند: فاغشيناهم، پس بسبب عذاب كور كرديم آنها را پس آنها آتش را نميديدند، و بعضى گفتهاند: يعنى ايشان را چون از ايمان و قرآن منصرف شدند لازم شد ايشان را اين بدبختى و نابينايى تا جايى كه نميتوانستند بطرفى روآورند مثل شخص بسته شده به غل و كسى كه راهها بر او مسدود شده.
(وَ سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ) براى ايشان يكسان