ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٩١ - تفسير
خلقش در زمينها و آسمان پنهانست ميداند (قل) بگو اى محمد (جاءَ الْحَقُّ)) حق آمد و آن امر خداى تعالى است بسبب اسلام و توحيد.
ابن مسعود گويد: و آن جهاد و نبرد با شمشير است.
(وَ ما يُبْدِئُ الْباطِلُ وَ ما يُعِيدُ) و باطل رفت رفتنى كه برگشت ندارد ديگر براى آن نه ظهورى و نه اعادهاى و نه اقبال و نه ادباريست براى آنكه حق هر گاه آمد براى باطل چيزى باقى نميگذارد.
قتاده گويد: باطل ابليس است نه ايجاد خلق ميكند و نه آنهايى را كه رفتهاند برميگرداند. حسن گويد: باطل براى اهلش ايجاد خيرى در دنيا نميكند و در آخرت هم اعاده خيرى نمىنمايد.
و زجاج گويد: و ممكنست كه ما استفهاميه باشد در محل نصب بر معناى و آيا چيزى را باطل ايجاد ميكند و آيا چيزى را اعاده مينمايد.
ابن مسعود گويد: رسول خدا ٦ داخل مكّه شد و در اطراف بيت اللَّه الحرام ٣٦٠ بت بود پس شروع كرد با چوبى كه در دستش بود بر آنها ميزد و ميگفت:( جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً)، حق آمد و باطل رفت البته باطل رفتنى است،"( جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً") حق آمد و باطل نه ايجاد ميكند و نه اعاده مينمايد.
(قُلْ إِنْ ضَلَلْتُ) بگو اگر گمراه از حق شدم چنانچه شما ادّعا ميكنيد،( فَإِنَّما أَضِلُّ عَلى نَفْسِي) يعنى البته نتيجه و گناه ظلالت و گمراهيم بر خود من است، و من مؤاخذه و گرفتار بآن خواهم بود نه غير من.
(وَ إِنِ اهْتَدَيْتُ) و اگر هدايت بحق يافتم( فَبِما يُوحِي إِلَيَّ رَبِّي) بفضل پروردگار من است از آنجا كه وحى بمن ميكند، پس منّت براى اوست