ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٨٢ - تفسير
معين است.
و الصياصى: جمع صيصه و آن قلعهها و دژهاى محكم است كه ممتنع از ورود بآنست گفته ميشود جذ اللَّه صيصة فلان يعنى آن را چنان محكم نمود كه دخول بآن ممتنع است، و هر چيزى كه ممتنع و مشكل باشد صيصه است و از آنست كه بشاخهاى گاو و آهو صياصى گفته ميشود، و نيز بتاج خروس و شانه جولاگر و قالى باف، و بافندهها هم صيصه ميگويند، گويد، مثل واقع شدن شانه بيافته است.
تفسير:
آن گاه خداوند سبحان ياد نمود آنچه كه به يهود بنى قريظه نموده و فرمود:
(وَ أَنْزَلَ الَّذِينَ ظاهَرُوهُمْ) و خداوند فرود آورد آنهايى را كه- معاونت و يارى كردند مشركين احزاب را و شكستند پيمانى را كه با رسول خدا ٦ نموده بودند كه يارى نكنند دشمنان از اهل كتاب را يعنى يهوديان را و كلّيه مفسّرين اجماع كردهاند كه ايشان بنو قريظه بودند مگر حسن كه گويد ايشان بنى النضير بودند، و قول اوّل صحيحتر است، و سزاوارتر بسياق آيات براى اينكه براى بنى النضير چيزى در قتال و نبرد با اهل احزاب نبود و آنها جلوتر كوچ كرده و رفته بودند.
(مِنْ صَياصِيهِمْ) يعنى از قلعهها و حصارهايشان.
(وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ) يعنى انداخت در دلهايشان ترسى از پيامبر ٦ و ياران مؤمن او.
(فَرِيقاً تَقْتُلُونَ) يك دسته از مردانشان را كشتيد.