ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٦٥ - تفسير
كه شما نابود و كشته شويد.
(وَ لا يَأْتُونَ الْبَأْسَ) يعنى در جهاد فى سبيل اللَّه حاضر نشدند و شركت ننمودند.
(إِلَّا قَلِيلًا) سدى گويد: مگر كمى كه از روى رياء و خودنمايى بيرون ميروند، باندازهاى كه توهّم و خيال بودن ايشان با شما شود، خداوند سبحان ميداند احوال ايشان را و چيزى از آن بر او مخفى نيست.
قتاده گويد: يعنى حاضر بجنگ نميشوند مگر از روى كراهت كه دلهايشان با مشركان است.
(أَشِحَّةً عَلَيْكُمْ) يعنى به جنگ مىآيند در حالى كه بخيلانند از جنگ كردن با شما.
قتاده و مجاهد گويند: بخيلانند در كمك رسانى بجنگ زدگان و مجاهدين فى سبيل اللَّه و يارى كردن آنان. يعنى يارى نميكند شما را، آن گاه خبر ميدهد از ترس و بزدلى آنها و فرمود:
(فَإِذا جاءَ الْخَوْفُ رَأَيْتَهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَالَّذِي يُغْشى) پس هر گاه ترس و بيم آمد مىبينى ايشان را كه بسوى تو نگاه ميكنند در حالى كه ديدگان آنها دور ميزند مانند چشم كسى كه غشوه و بيهوشى ميآورد.
((عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ)) مرگ بر او، و او كيست كه حال سكرات مرگش نزديك شده است، و غشوه و بيهوشى او اسباب و مقدمات مرگ است، پس غافل ميشود و عقلش ميرود و چشمش خيره ميشود و ديگر چشمك نمىزند، همين طور اين گروه چشمهايشان خيره ميشود و از شدت ترس مات ميگردد، پس هر گاه ترس و ناراحتى رفت و امنيت و غنيمت پيش آمد.