ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٦٣ - تفسير
((قُلْ)) بگو اى محمد به كسانى كه از تو رخصت برگشتن ميخواهند و علّت مىآورند كه بر منازلشان مىترسند.
(لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْفِرارُ إِنْ فَرَرْتُمْ مِنَ الْمَوْتِ أَوِ الْقَتْلِ) هرگز فرار شما سودى برايتان ندارد اگر فرار كنيد از مردن يا كشته شدن، اگر اجلهاى شما سر رسيده باشد چارهاى از يكى از آن دو (مرگ يا كشته شدن) نيست و اگر چه بگريزند و گريختن در اجلهاى شما تمديد نميكند.
(وَ إِذاً لا تُمَتَّعُونَ إِلَّا قَلِيلًا) يعنى و اگر اجلهاى شما نرسيده باشد و از مرگ يا كشته شدن سالم مانديد در اين واقعه جنگ خندق در دنيا بهرهمند نخواهيد بود مگر روزگارى اندك.
و البتّه مرگ را از قتل و كشته شدن جدا كرده براى اينكه قتل غير از مرگ است زيرا مرگ ضد حياة و زندگى است نزد كسى كه آن را از جهت معنى ثابت كرده و نفى حياة است نزد كسى كه آن را معنا ثابت ندانسته، و قتل (كشته شدن) آن نقض بنيه حيوانيه است، پس غير خدا بر قتل قدرت و توانايى دارد ولى مرگ را غير از خدا بر آن قدرت ندارد[١].
[١]- مترجم گويد: مرگ و قتل هر دو با اراده و تقدير خداوند بسته است اگر ذات بارى نخواسته باشد همه مردم و مخلوق هم بخواهند چون خدا نخواسته واقع نخواهد شد چنان كه گفتهاند:
|
اگر تيغ( تير) عالم بجنبد زجا |
نه برد رگى تا نخواهد خدا |
|