ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٧٩ - شرح لغات
آنكه ظاهرى از چشمه جارى ميشود.
و اللذه: لذيذ، خوش مزه و گوارا گفته ميشود شراب لذ و لذيذ شرابى كه گوارا و با لذّت است.
الغول: يعنى فسادى كه آهسته و يواشكى ملحق بچيزى ميشود، گفته ميشود اغتاله اغتيالا او را فريفت فريفتنى، و غاله غولا گول زد او را گول زدنى و از آنست غيله و آن كشتن ناگهانى و ترور ناجوانمردانه است[١] شاعر گويد:
|
و ما زالت الكاس تغتالتا |
و تذهب بالاوّل الاوّل |
|
و همواره شراب ما را ناگهانى فريب ميداد و بسبب جام اوّل عقل و خرد را از ما مىربود.
و القاصرات: جمع قاصره و آنها همسران و حوران بهشتى هستند كه چشمان خود را بشوهرانشان دوخته و بديگران نگاه نميكنند، و قصر بمعناى حبس است.
و العين: چشمان زيبا را گويند.
و المكنون: يعنى محفوظ از هر آفت، و بليتى، شاعر گويد:
|
و هى زهراء مثل لؤلؤ الغوا |
ص نثرت من جوهر مكنون |
|
و آن درخشان و روشن است مانند لؤلؤ و مرواريدى كه غوّاص از صدف محفوظ و مصون جدا شده است.
[١]- مانند ترورهاى ناگهانى و ناجوانمردانه در انقلاب جمهورى اسلامى ايران چون ترور استاد" شهيد" مرتضى مطهّرى، و ترور حاج شيخ قاسم اسلامى شهيد كه در شب نيمه ماه مبارك رمضان ١٤٠٠ قمرى شب ولادت سبط بزرگوار رسول خدا٦ حضرت امام حسن مجتبى ٧ درب- منزلش با زبان روزه هنگام مغرب بجرم دفاع از حريم تشيّع به دست( بى منطقان كشته شد، و بمواليان خود پيوست و از بعضى از بزرگان و ثقات شنيدم كه او را پس از شهادتش در خواب ديدند و از وضع او پرسيدند گفت بسيار خوبم، وقتى مرا درب منزلم ترور كردند من براى آنكه بزمين نيفتم پرده درب منزل را گرفتم كه ديدم دو دست مرا از عقب نگه داشته و ميگويد پرده را ول كن من تو را دارم برگشتم به بينم كيست ديدم آقايم امير المؤمنين على ٧ است، و فرمودند امشب افطار ميهمان من هستى مرا از همانجا براى افطار با خود برد و در خدمت آن حضرت افطار كردم." مترجم"