ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٦٢ - تفسير
وارد شده مثل قول خدا
" عجب ربكم من شاب ليس له صبوة"
پروردگار شما تعجّب كند از جوانى كه براى او شوق و آرزومندى نيست و پروردگار شما تجب كند از شما و يأس و نااميدى شما، و اين بر دو صورت ميشود[١] تعجّب كند از آنچه پسنديده باشد و معنايش استحسان است و تعجّب كند از آنچه كراهت دارد و معناى آن انكار و مذمت آنست.( وَ إِذا ذُكِّرُوا لا يَذْكُرُونَ) يعنى و هر گاه ايشان را از خدا بترسانند و بقرآن موعظه و پند دهند منتفع بآن نميشوند و بآن پند نگيرند( وَ إِذا رَأَوْا آيَةً) و هر گاه آيهاى و معجزهاى به بينند مانند شق القمر و غير آن( (يَسْتَسْخِرُونَ)) يعنى استهزاء و مسخره ميكنند و ميگويند اين عمل جادوگريست، و سخروا استسخر بيك معناست.
و بعضى گويند: يعنى بعضى استدعا ميكنند از بعضى ديگر كه اظهار استهزاء و مسخرگى نمايند. و برخى ديگر گفتهاند: يعنى باور كردند كه مسخره است چنانچه مىگويى، استقبحه يعنى باور كرد كه آن قبيح و زشت است، و استحسنه يعنى معتقد شد كه آن خوبست.
(وَ قالُوا إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ) يعنى و گفتند نيست اين معجزه مگر سحرى آشكار و ظاهر( أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ) يعنى آيا ما هر گاه مرديم و خاك شديم و استخوان گشتيم بعد از آن محشور و زنده خواهيم شد، يعنى چگونه ما زنده ميشويم بعد از آنكه خاك شديم.
(أَ وَ آباؤُنَا الْأَوَّلُونَ) آيا كسانى كه مقدم بر ما بودند و بهمين صفت يعنى آيا پدران ما هم مردند و خاك شدند و زنده ميشوند از اين استفهام قصد كردند
[١]- مترجم گويد: ممكنست كه بجاى صبوة صنعة باشد يعنى پروردگار شما تعجّب كند از جوانى كه براى او صنعت و شغلى نباشد.