ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٤٦ - معناى ده گانه لفظ امر
با شكوهتر از فعل است، پس براى تجليل و تعظيم آمده، گويد و ممكن است كه بمنزله تسهيل و آسان كردن بوده باشد براى آنكه هر گاه اراده فعل چيزى را نمايد آن را نمايد بمنزله آنست كه ميگويد بچيزى باش پس فورا ميباشد و انشاد كرد:
|
فقالت له العينان سمعا و طاعة |
و حدرتا كالدّر لما يثقب |
|
پس باو ديدگانم گفت كه شنيدم و اطاعت كردم و فورا اشك فرو ريختند مانند درّ زمانى كه سوراخ ميشود. و جز اين نيست كه خبر ميدهد از سرعت اشك- ريختن بدون آنكه حقيقة سخن بگويد.
پس از آن خداوند تنزيه نمود خود را از اينكه توصيف شود به چيزى كه لايق بذات ذو الجلال او نيست و فرمود:( فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ) يعنى منزّه است او از نفى قدرت بر برگردانيدن مردگان و غير اينها از آنچه را كه لايق بصفاتى كه بدست اوست، يعنى بقدرت و توان اوست.
ملكيت هر چيزى و كسى كه قدرت بر هر چيزى دارد قادر و تواناست بر زنده كردن استخوان پوسيده و بر ايجاد و آفريدن هر چيزى و نابود كردن آن و برگردانيدن آن.
(وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ) و بسوى او برميگرديد روز قيامت يعنى برميگرديد بجايى كه هيچ كس جز او مالك امر و نهى نيست، پس پاداش ميدهد شما را به ثواب بر طاعات و عبادات و كيفر ميكند بر معصيتها بر قدر اعمال شما.