ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٤ - معجزه دوم
اگر عمل امروز با عمل امت محمد ٦ ميزان كنند عمل تو (ضربت زدن تو) برتر از عمل آنان آيد، و اين براى اين بود كه خانهاى باقى نماند از خانههاى مشركين مگر آنكه بكشته شدن عمرو محزون گرديده و ناتوان شد، و نماند منزلى از منازل مسلمين مگر اينكه عزت و توانى در آن داخل گرديد.
و نيز ابو القاسم حسكانى باسنادش از سفيان ثورى از زبيد ثابى از مره از عبد اللَّه بن مسعود[١] روايت نموده كه آيه:( كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ)[٢] را بعلى ميخواند، پس ياران عمرو فرار را بر قرار اختيار كرده و ليكن اسبهاشان در خندق افتاده و مسلمانان آنها را تعقيب و محاصره نموده و ديدند كه نوفل بن عبد العزى در درون خندق است، پس او را از اطراف سنگ باران كردند، پس نوفل بايشان گفت يك بار كشتن از اين بهتر است، يكى پائين آيد تا با او مبارزه كنم، پس زبير بن عوام وارد خندق شده و او را كشت. و ابن اسحاق گويد: كه على ٧ نيزهاى بزير گلوى او زد و او هلاك شد در خندق و مشركين خدمت پيامبر ٦ ده هزار دينار فرستاده كه مرده او را بخرند، پيامبر ٦ فرمود: آن مال شما ما قيمت و بهاء مرده را نمىخوريم، و امير المؤمنين على ٧ ابياتى در آنجا انشاد كرد كه اين چند بيت از آنهاست.
|
نصر الحجارة من سفاهة رأيه |
و نصرت ربّ محمد بصواب |
|
يارى كرد عمرو بتهاى سنگى را از نادانى و حماقت رأى و عقل، و من
[١]- شواهد التنزيل ص ٣ جلد ٢ طبع بيروت.
[٢]- سوره احزاب( ٣٣) آيه: ٢٥.