ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٣٧ - تفسير
قوّه هم ميگويند تلقى فلان قولى باليدين، يعنى فلان كس گفته مرا تلقّى بقبول و توان نمود و بمعناى تحقيق اضافه قول شاعر است:
|
دعوت لما نابنى مسورا |
فلبّى فلبن يدى مسورا |
|
صدا زدم مسور را براى آن ناراحتى و سختى كه مرا عارض شده بود، پس مسور مرا پاسخ داد و با دو دستش مرا يارى كرد، شاهد اين بيت" يدى مسور" است كه بمعناى تحقيق اضافه است و البتّه آن را ستوده براى تحقيق مبالغه در اضافه بمسور و ميگويند: هذا ما جنت يداك، اين نتيجه جنايت دو دست تو است معناى در آيه و وقتى يك نفر بگويد" فما عملت هذا بيدى" اين دلالت مىكند بر تنهايى او در عملش بدون آنكه بكسى وا گذاشته باشد و يا ديگرى كمكش كرده باشد.
((أَنْعاماً)) يعنى شتر و گاو و گوسفند( فَهُمْ لَها مالِكُونَ) يعنى و اگر چه ما نيافريديم كه آن را مالك شوند و بآن منتفع شوند و به شيرهاى آنها و سوار شدن بر پشت آنها و خوردن گوشت آنها.
و بعضى گفتهاند: يعنى پس ايشان ضبط كننده و غلبه كنندهاند و ما نيافريديم آنها را وحشى تا از ايشان فرار كنند و نتوانند آنها را نگاه دارند پس آن حيوانات مسخّر و در تحت اختيار ايشانند و اين قول اوست.
(وَ ذَلَّلْناها لَهُمْ) يعنى ما آنها را مسخّر ايشان گردانيديم تا مطيع و رام آنها شدند.( فَمِنْها رَكُوبُهُمْ وَ مِنْها يَأْكُلُونَ) تقسيم فرمود انعام را به اينكه بعضى را مركب سوارى قرار داد (مانند اسب و الاغ و قاطر) و بعضى را كشتنى قرار داد تا با گوشتش بهرهمند شده و از آن بخورند، مقاتل گويد، ركوب حموله يعنى شتر و گاو است.