ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤١٩ - لغت
پس آن جاى تخفيف است، پس گاهى اين ياء حذف ميشود مثل غلام و گاهى بسبب بدل شدن آن بالف غلاما ميشود، گويد:" يا ابتا علك او عصاكا" اى پدرم شايد كه تو يا اميد است كه مالى در سفر نصيب تو شود، پس اگر گفتى چگونه گويد،" يا ويلنا" و حال آنكه اين لفظ براى مفرد است و ايشان جماعت هستند پس جواب اينست كه هر يك از ايشان ميگويند، يا ويلنا من بعثنا من مرقدنا و مانند آنست كه قول خدا( فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانِينَ جَلْدَةً) يعنى هر يك از ايشان را هشتاد تازيانه بزنيد و مانند آنست آنچه ابو زيد از قول ايشان حكايت كرده اتينا الامير فكسانا كلنا حله و اعطانا كلنا مائه، يعنى امير نزد ما آمد و هر يك ما را حلهاى پوشانيد و بهر يك از ما صد دينار داد، و امّا هبنا، پس ممكن است كه هب لغتى در اهب باشد و ممكن است بمعناى هب بنا يعنى ما را آگاه كن باشد پس حرف جر حذف و بفعل متّصل شده و (هبنا) شده باشد.
لغت:
ابو عبيده گويد: الصور: جمع صوره مانند بسره و بسر باشد و آن مشتق از صاره يصوره صورا وقتى اماله شود پس صورت ميل ميكند بمثل خود به سبب مشاهده،.
جدث: قبر است و جمع آن اجداث و اين لغت اهل العاليه و اهل- السافله بفاء هم ميگويند، جدف و نسول بمعناى سرعت كردن و شتاب نمودن در بيرون رفتن است، گفته ميشود نسل ينسل و ينسل، امرؤ القيس گويد:
|
و ان تك قد ساءتك منّى خليقه |
فسلي ثيابى من ثيابك تنسل |
|
اگر تو از اخلاق من بدت آمده پس دلت را از دل من بكن تا دوستت نداشته باشم، شاهد بيت در" تنسّل" ميباشد.