ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٢٣ - تفسير
بغيب هستند و اين براى آنست كه جنّيان ادعاء علم الغيب نكردند بلكه آدميان خيال ميكردند و معتقد بودند كه آنها غيب ميدانند، پس خدا عقيده آنها را درباره علم غيب جنّ بمرگ سليمان (ع) باطل كرد.
تفسير:
چون ياد بندگان منيب و رجوع كننده بخدا در پيش گذشت خداى سبحان آن را متّصل نمود بذكر داود و سليمان و گفت:
(وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلًا) يعنى و هر آينه بتحقيق كه ما داود را از نزد خود نعمت و احسانى عطا نموديم، يعنى او را بر غير او تفضيل داديم بآنچه او را از نبوّت و كتاب و فصل الخطاب و معجزات اعطاء نموديم، سپس تفصيل عطائى كه باو كرده بود داد و گفت:
(يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ) ابن عباس و حسن و قتاده و مجاهد گويند يعنى ما بكوهها گفتيم اى كوهها هر گاه داود تسبيح گفت شما هم با او تسبيح بگوئيد، گفتند خدا كوهها را فرمان داد كه هر گاه داود تسبيح گفت با او سبحان اللَّه بگوئيد، پس آنها هم با او تسبيح گفتند، و تأويل آن نزد اهل لغت ارجعى معه التسبيح است اوّبى از آب يؤوب مشتق است و ممكن است كه خداى سبحان در كوهها ايجاد تسبيح كرده باشد كه معجزهاى براى او باشد و امّا پرنده پس ممكن است كه تسبيح بگويد و براى او حاصل شود از تميز و تشخيص چيزى كه از او تسبيح شنيده شود بآنكه خدا در زيركى و شعور او زياد كند، پس او تسبيح را بفهمد.
جبائى گويد: يعنى سير كنيد با او پس كوهها و پرندگان هر كجا او مى رفت با او ميرفتند و اين معجزه او بود، و تأويب راه رفتن در روز است.