ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢١٢ - تفسير
واقع شود، پس بفهم اين مطلب را كه آن فصل بزرگ موقعى است در علم نحو كه من آن را از كلام ابو على استخراج كردم.
افترى اصلش أ أفترى بر آن همزه استفهام بر همزه وصل داخل شده پس آن را ساقط نموده است.
تفسير:
سپس خداوند سبحان ياد نمود مؤمنين و اعترافشان را بآنچه انكار كردند آن را كسانى كه ذكرشان از كفّار جلوتر گذشت و گفت:
(وَ يَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ) قتاده گويد: يعنى و مىبينند كسانى كه به آنان علم و معرفت بوحدانيّت و يكتايى خداى تعالى داده شده و ايشان اصحاب محمد ٦ ميباشند.
ضحاك گويد: ايشان مؤمنان از اهل كتابند.
و بعضى گفتهاند: ايشان كسانى هستند كه بآنان علم و معرفت دين داده شده، و اين قول براى عموميتش بهتر است.
(الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ) آنچه بتو از پروردگارت نازل شده يعنى قرآنت( هُوَ الْحَقَ) يعنى ميدانند كه آن حق است، براى آنكه ايشان- تدبّر و تفكّر در آن ميكنند، پس با دقّت نظر و بينش و استدلال ميفهمند كه آن از طرف بشر و گفته آدمى نيست، پس اين گروه لطف و عنايت خداى سبحان شاملشان ميشود بچيزى كه ايشان را بعلم كشانيده است، پس مثل اينكه خداى سبحان بايشان علم و معرفت داده است.
(وَ يَهْدِي) يعنى و ميدانند كه آن خدا رهنمايى بسوى قرآن نموده و ارشاد ميكند.