ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٩٥ - امانت چيست؟
است كه اين امانت با جلالت موقعش و بزرگى شأنش اگر بآسمانها و زمين و كوهها مقايسه شود و مقابله و موازنه با آنها گردد هر آينه اين امانت از جهت وزن- سنگينتر باشد، و معناى( فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها) اين است يعنى آنها ناتوان باشند از برداشتن آن( وَ أَشْفَقْنَ مِنْها) و ترسيدند از آن براى اينكه ترس از ضعف قلب است و براى همين كنايه شده از خوفى كه قلب را ناتوان ميكند آن گاه فرمود اين امانتى كه از صفتش اينست كه بزرگتر از آسمانها و زمين و كوههاى بزرگ است آدمى آن را تحمّل نمود و آن را حفظ نكرد بلكه برداشت و ضايع كرد آن را براى ستم او بر خودش و نادانى او باندازه ثواب و عقاب آن.
٣- آنكه، آن بنا بر تقديرى باشد مگر اينكه لفظ واقع بر آن جارى شده براى آنكه واقع ابلغ از تقدير است و معنايش اينست اگر آسمانها و زمين و كوهها عاقل بودند آن گاه بر آنها عرضه امانت ميشد و آن وظائف دينى از اصول و فروع و آنچه را كه ما ياد كرديم از گفتهها در آن بآنچه كه در آنست از وعده و بيم عرضه تخييرى هر آينه آنها سنگينى ميكرد امانت بر آنها با بزرگى جسمشان و سختى توانايى آنها، و امتناع ميكردند از حمل و برداشتن آن براى ترس از كوتاهى از اداء حق آن سپس انسان پذيرفت و برداشت با ناتوانى جسمش از بيم نترسيد براى جهلش، و بنا بر همين حمل ميشود روايتى كه از ابن عباس رسيده كه امانت عرضه شد بر خود آسمانها و زمين و كوهها پس آنها از تحمّل آن شانه خالى كردهاند.
٤- آنكه معناى عرض و امتناع آنچه از ظاهر كلام و آيه فهميده ميشود نيست بلكه مقصود بزرگداشت و تعظيم شأن امانت است نه مخاطبه جماد و عرب مى گويد: سئلت الرّبيع و خاطبت الدار، از علف بهارى پرسيدم و خانه را مخاطب