ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٧٧ - حديث حاكم ابو القاسم حسكانى حنفى
با سر و گردن باز بيرون ميروند.
جبائى و ابى مسلم گويند: مقصود از جلباب پيراهن و لباس و روسرى و هر چيزيست كه زن با او پوشيده ميشود.
(ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ) يعنى اين نزديكتر است به اينكه شناخته شوند بزى خودشان كه اينها زنان آزاد و نجيبه هستند و كنيز نيستند پس اهل هوا و شهوات ايشان را با مزاح و شوخى و متلك گفتن خود اذيت- نكنند، چون آنها با كنيزان شوخى ميكردند، و چه بسا بود كه منافقين از شوخى با كنيزان تجاوز كرده و سربسر زنان آزاد و نجيبه هم ميگذاشتند، پس وقتى به ايشان ميگفتند چرا اين كار را كردى، ميگفتند ما خيال ميكرديم كنيز و برده هستند، پس خدا عذر ايشان را قطع نمود.
جبائى گويد: يعنى اين نزديكتر است به اينكه بحفاظ و پوشش و صلاح شناخته شوند، پس متعرّض و مزاحم آنها نشوند براى آنكه فاسق و زناكار وقتى زنى را به پوشش و عفّت شناخت ديگر مزاحم او نميشود.
(وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً) يعنى خدا ستار و پوشنده و آمرزنده گناه بندگانش مى باشد.
((رَحِيماً)) و مهربان بآنهاست آن گاه تهديد فرمود منافقين را و گفت:
(لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ) يعنى اگر منافقين دست از كارشان برنداشتند( وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ) و آنهايى كه در دلهايشان بيمارى گناه و زنا و ضعف در ايمانست و ايشان افرادى هستند كه دين ندارند از آنچه كه ما ياد كرديم كه مزاحم زنها ميشدند و آنها را آزار ميدادند.
(وَ الْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ) و ايشان نيز منافقينى بودند كه در مدينه