فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩ - احتكار آيت الله سيد كاظم حسينى حائرى
وثاقت او نخواهد بود.
آيت اللّه خويى سخن نجاشى را اين گونه تفسير مىكند كه حديث او گاهى معروف و گاهى غريب است به گونهاى كه عقول عادى و متعارف آن را نمى پذيرد و اين منافاتى با وثاقت ندارد. (٩)
به نظر ما اين تفسير از سخن نجاشى واضح نيست و مىتوان تفسير ديگرى از آن ارائه كرد و آن اين است كه اين شخص را بعضى به وثاقت مىشناسند و نزد بعضى ديگر مجهول است. به هر صورت مىتوان از اين اشكال رهايى يافت، چه فرض كنيم كه كلام نجاشى مجمل است يا شك در معناى سخن او داشته باشيم يا سخن نجاشى را شهادت بر ضعف سعد ندانيم، در هر صورت شهادت شيخ به صحت روايت او بر ما حجت است.
به علاوه سعد بن طريف از جمله كسانى است كه ابن أبى عمير از او روايت كرده است. (١٠)
٣. هيچ دليلى بر توثيق ابن أبى جيد كه در آغاز سند شيخ طوسى آمده است، وجود ندارد مگر اينكه او استاد نجاشى است. البته آيت اللّه خويى بر اين باور است كه همه مشايخ نجاشى ثقه هستند، (١١) ولى ما اين مبنا را قبول نداريم.
مىتوان از اين اشكال نيز رهايى يافت؛ زيرا شيخ طوسى سند معتبرى به همه كتابها و روايات محمد بن حسن بن وليد دارد. او در فهرست مىگويد: «جماعتى
(٩) معجم رجال الحديث، ج٨، ص٦٩.
(١٠) الفروع من الكافى، ج٣، ص١٦٤، ح٢. كشّى در باره ابن أبى عمير گفته است كه اصحاب اماميه اجماع بر اين دارند كه هر كس را كهابن ابى عمير از او نقل حديث كند و در باره او تصريح به ضعف نشده باشد روايت او صحيح است(ر.ك: اختيار معرفة الرجال، ج١، ص٢٠٥). بسيارى از فقها به استناد اين سخن كشى همه كسانى را كه ابن ابى عمير از آنها نقل حديث كرده است ثقه مىدانند.
(١١) معجم رجال الحديث، ج١، ص٥٠.