فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٧ - پردازشى به مرگ مغزى از نگاه فقه و حقوق حميد ستوده
دقيق تخصصى و در چندين نوبت متوالى، به اثبات رسيده باشد». (٨)
برخى از متخصصان اين مسئله را دقيقتر تبيين كردهاند كه گزيده آن، چنين است: «مرگ مغزى در عمل مانند اين است كه سر كسى را از گردن به بالا قطع كرده باشند. دليل اين تشبيه آن است كه وقتى فرد مبتلا به مرگ مغزى، آنژيوگرافى مىشود، مايعى كه در داخل رگ زده مىشود، از گردن به بالا نفوذ نمىكند. نكته ديگر آنكه، پس از گذشت چند روز از اعلام مرگ مغزى، مغز فرد مبتلا، ديگر مانند ساير مغزها داراى شكل و فرم طبيعى نخواهد بود و اگر سرش، در سالن تشريح پزشكى قانونى، باز گردد، محتويات جمجمه او مانند ظرفى پر از مايع بوده، خالى از نسوج مغز است؛ زيرا مغز اين فرد، از همان زمان مرگ مغزى، شروع به از بين رفتن و حل شدن كرده، به صورت مايعى زردرنگ تبديل مىشود» (٩).
بنابراين، از ديدگاه پزشكى فرد مبتلا به مرگ مغزى، مرده تلقى مىشود، تپش قلب و حركت برخى از ارگانهاى بدن ناشى از حيات فرد نيست. از اين رو، پزشكان به طور موقت به وسيله دستگاه تنفس مصنوعى، براى بدن فرد مصدوم، تنفس ايجاد مىكنند تا حيات عضوى و سلولى را براى مدتى تداوم بخشند. در نهايت، با جدايى فرد از دستگاههاى حمايت مصنوعى، تنفس قطع شده و قلب نيز از كار باز مىماند.
گفتار دوم: سنجه تشخيص مرگ
با توجه به اينكه شارع مقدس در مفهوم «موت» به مثابه يكى از موضوعات احكام، اصطلاح خاصى ندارد، نهاد مرجع در تشخيص آن كيست؟ عرف عام يا
(٨) محمدى همدانى، اصغر، پيوند اعضا و استفتائات مربوطه، ده رساله فقهى، حقوقى در موضوعات نوپيدا، ص٣٥٦.
(٩) حبيبى، حسين مرگ مغزى و پيوند اعضا از ديدگاه فقه و حقوق، ص٦٧.