فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٨ - پردازشى به مرگ مغزى از نگاه فقه و حقوق حميد ستوده
عرف خاص (كارشناس)؟
پيش از پرداختن به پاسخ اين پرسش، ذكر مقدمهاى ضرورى است :
موضوعات احكام شرعى به دو بخش تقسيم مىشود:
١. موضوعاتى كه شارع آنها را مصطلح ساخته و قبل از آن، در عرف به اين عنوان رواج نداشته است؛ از قبيل نماز، روزه، حج و... .
٢. موضوعاتى كه پيش از اين ميان مردم رواج داشته و شارع آنها را از عرف با همان حد و مرزش برداشت كرده و در اينباره اصطلاحى برنساخته است؛ مانند استطاعت، خوف، ضرر، معروف، منكر و... اين موضوعات، خود به سه دسته ديگر، تقسيم مىشود:
يك ـ موضوعاتى كه تشخيص آن براى عرف عام، كار پيچيدهاى نيست و براى عامه افراد امكان پذير است؛ مانند صعيد، ضرر، استطاعت و... .
دو ـ موضوعات عرفى كه نياز به تخصص علمى خاصى ندارد، ولى بايد نظر و ارتكاز عرف به صورت دقيق، شناخته شود.
سه ـ موضوعاتى كه مبهم بوده و تطبيق و تشخيص مصاديق و جزئيات آنها، به موازين و دقتهاى علمى و يا نوعى تخصص نياز دارد كه براى فهم و درك آن و حل مشكل بايد به اهل خبره رجوع كرد. در برخى از كتابهاى فقيهان آمده است: «و دَيدن الفقهاء، الرجوع في الموضوعات الى أهل خبرتها». (١٠)
چرايى اين امر از آن رو است كه پارهاى از موضوعات، به هيچ وجه تشكيكبردار نيست و امر آنها بين وجود و عدم دور مىزند و حتى در مراتب وجودى خود، قبول زيادت و نقصان نمىكند؛ مانند «دلوك شمس» و «فجر» كه امورى واقعى است و نماز پيش از آن زمان، حتى به يك لحظه، صحيح نخواهد بود. ازاين رو، مراجعه به فهم عرفى براى تعريف و تشخيص اين گونه موضوعات
(١٠) نراقى، احمد بن محمد مهدى، مستند الشيعة في أحكام الشريعه، ج٢، ص١٢١.