فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٦ - پردازشى به مرگ مغزى از نگاه فقه و حقوق حميد ستوده
٢. «مخچه»: قسمت حجيمى از مغز است كه در عقب جمجمه و در زير نيمكرههاى مغزى قرار گرفته كه وزن آن نسبت به نيمكرههاى مغز در بزرگسالان ١ به ٨ مىباشد. وظيفه عمده آن، تنظيم فعاليتهاى عضلانى، كنترل حركات و تعادل بدن است.
٣. «ساقه مغز»: بخش بسيار مهمى از مغز است كه در پايه آن واقع شده، به طورى كه از بالا به نيمكرههاى مخ و از پايين به نخاع محدود شده است. ساقه مغز، كانون كنترل و فرماندهى همه فعاليتهاى غيرارادى از قبيل تنفس، گوارش و به كار انداختن قلب و گردش خون بوده و به منزله ايستگاهى براى پيامهاى دستورى مراكز قشرى مغز است.
د) «مرگ مغزى»
بهترين راه تبيين موضوع شناسى اين بحث، پرداختن به ديدگاه متخصصان در اين زمينه است. ازاين رو، در ابتدا مفهوم مرگ مغزى در اصطلاح پزشكى بيان مىشود و سپس نظر يكى از پزشكان متخصص مطرح خواهد شد.
تعاريف ابتدايى دقت علمى چندانى نداشته و از ويژگى جامعيت و مانعيت يك تعريف علمى نيز برخوردار نبودند تا اينكه سرانجام، در سال ١٩٦٩م با تبيين تفكيك مرگ مغزى از حيات نباتى، برخى ابهامات زدوده شد. پس از آن در سال ١٩٧٠م معيار نسبتاً دقيقى از مرگ مغزى در كشور امريكا ارائه شد كه تا كنون به قوت خود باقى مانده است.
به هر حال، يكى از بهترين تعاريفى كه امروزه بازگو شده، به اين قرار است: «مرگ مغزى عبارت است از آسيب و تخريب غيرقابل جبران نيم كرهها و ساقه مغز؛ به عبارت ديگر، مرگ مغزى به حالتى اطلاق مىشود كه كليه فعاليتهاى ساقه و قشر مغز توأماً، به صورت دائمى از بين رفته باشد و اين امر توسط معاينات