فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٠ - رؤيت هلال و ثبوت ماه
مختلف زمين، متفاوت نيست، نمىتوان به اطلاق اين روايات استناد كرد. خروج ماه از محاق، پديدهاى تكوينى و طبيعى است و امور طبيعى را نمىتوان با اطلاق روايات، اثبات كرد، بلكه براى اثبات اين امور، ناگزير از مراجعه به دانشهاى تخصصىِ مربوط به آنها هستيم. براى تحقيق دراين مسئله كه آيا خروج ماه از محاق، نسبت به نقاط مختلف زمين، متفاوت يا يكسان است، بايد به علم هيئت كه به اين امور اختصاص دارد، مراجعه كرد.
جاى اين اشكال هست كه اگر چه امر تكوينى با اطلاق دليل شرعى اثبات نمىشود، اما با اطلاق، مىتوان حكم اين امر تكوينى را اثبات كرد. بنابر اين، اگر شارع بگويد: «فقّاع، خمراست»، حكم خمر براى فقاع اثبات مىشود؛ اگر چه خمر بودن تكوينى فقاع را اثبات نمىكند؛ چون اين موضوع، از امور تكوينى است. در مسئله مورد بحث ما نيز اگر شارع بگويد: «هرگاه اهالى شهرى ديگر شهادت دهند كه هلال را ديدهاند، روزه يوم الشك را قضا كن»، حكم وجوب قضا ثابت مىشود؛ اگر چه ثابت نمىشود كه آن روز، از ماه رمضان بوده است.
در پاسخ اين اشكال مىگوييم: اوّلاً، اين سخن خلاف مدعايى است كه در صدد اثبات آنند. مستشكل در مقام اثبات اين مدّعاست كه روز مذكور، از ماه رمضان و افطار آن، افطار روزه ماه رمضان بوده است.
ثانياً، خلاف حكم مسلّم قطعى ميان فقهاست كه اگر افطار آن روز، افطار در ماه رمضان نباشد، قضاى آن واجب نيست و اگر معلوم شود كه آن روز، از ماه رمضان بوده، افطار آن جايز نيست. هيچ مسلمانى ـ تا چه رسد به فقها ـ قائل به خلاف اين حكم مسلّم نيست.
ثالثاً، اطلاق مذكور، براى اثبات حكم اين امر تكوينى نيز كفايت نمىكند، بلكه ناگزير از دليل خاص براى اثبات حكم، در صورت عدم موضوع ـ عدم ثبوت ماه رمضان ـ هستيم.
بر اين اساس، در باره مطلقات ياد شده، دو احتمال مىرود: