فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٧ - رؤيت هلال و ثبوت ماه
شهادت شهود، علم حاصل كرده باشد كه در آن هنگام، فجر در آن شهر طلوع كرده است» آشكارتر از آن است كه نياز به بيان داشته باشد. ممكن نيست عنوانهاى فجر و زوال و غروب، نسبى نباشد و بر حسب طلوع و غروب اشعه خورشيد، از شهرى به شهر ديگر، تفاوت نكند؛ بر خلاف عنوان ماه ؛ چنان كه استاد ـ آية اللّه خويى ـ آن را به تفصيل بيان كردند.
فخرالمحقّقين در
اساس اين مسئله بر كروى يا مسطّح بودن زمين استوار است. زمين، كروى است؛ زيرا ستارگان در مناطق شرقى، زودتر از مناطق غربى طلوع مىكنند. غروب آنها نيز همين گونه است. هر شهر غربى كه هزار ميل از يك شهر شرقى دور باشد، غروب آن، يك ساعت پس از غروب شهر شرقى است. اين نكته را از رصد كردن ساعات فرونشستن ماه دريافتيم.
ماه در شهرهاى غربى ما چند ساعت زودتر از شهر ما، و در شهرهاى شرقى، چند ساعت ديرتر از شهرما پنهان مىشود. بنابر اين دريافتيم كه غروب خورشيد در مناطق شرقى، پيش از غروب آن در شهرما و در مناطق غربى، پس از غروب آن در شهر ماست. براين اساس، اگر زمين مسطّح بود، طلوع و غروب بايد در همه مناطق، همزمان باشد... (١٨)
از اين استدلال، آشكار مىشود كه مسئله رؤيت هلال نزد مشهور ـ همان گونه كه استاد بيان كردند ـ مبتنى بر قياس طلوع هلال بر طلوع و غروب خورشيد، در نتيجه كروى بودن زمين و گردش آن به دورِ خود است. اما از مطالب گذشته معلوم شد كه اين مسئله، مبتنى بر اين قياس نيست و قياس رؤيت هلال با طلوع و غروب خورشيد، نادرست است؛ بلكه اين مسئله، مبتنى بر موضوع ديگرى است كه تفصيل آن گذشت و نياز به تكرار ندارد.
يكى از معاصران در شرح كتاب
(١٨) فخر المحققين، حلّى، إيضاح الفوائد فى شرح اشكالات القواعد، ج١، ص ٢٥٢.