فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٦ - نگاهى گذرا به مسئلهء اجتهاد محمد اسحاق فياض
نيست؛ افكارى كه برخى با برخى ديگر اختلاف دارد، بلكه احكام الهى است كه نبى اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم آنها را آورده است و اين احكام، ثابت و بر پايههاى محكم استوار است و اصول موضوعه و مبادى واقعى است و با تغيير افكار و آرا و زمانها تغيير نمىكند.
اما احكامى كه نتيجهء اجتهادات و نظريات آنهاست، طبعاً با توجه به اختلاف اجتهادات و نظريات، اختلاف پيدا مىكند، و گاه مطابق واقع تشريع اسلامى و گاه مخالف آن خواهد بود و از آنجا كه احكام اسلامىِ واقعى در لابه لاى مجموعهاى از اجتهادات مجتهدان، اينجا و آنجا پراكنده است، طبعاً نسبت اين پراكندگى به مجموع فقه، به حسب تفاوت ابواب و مسائل، متفاوت است. با اين بيان كه مسائل موجود در مجموعههاى فقهى و رسالههاى عمليه، به سه گروه تقسيم مىشود:
نخست اينكه مسائل اين ابواب، غالباً مسائل عقلايى است كه تعيين قلمرو آن از نظر سعه وضيق و تعيين مواقف عملى در برابر آنها به روش عقلا و عرف عام بر مىگردد؛ مگر در مواردى كه نص خاص از سوى شارع بر خلاف طريق عقلا و عرف عام وارد شده باشد و به همين دليل، اجتهاد دراين مسائل به مقدمات نظرى با دقت و عمق بيشترى نياز ندارد.
و ديگر آنكه نصوصى كه در تمامى مسائل اين ابواب و برخى از ابواب عبادات وارد شده است، نصوصى است كه در تمامى جهات و ابعاد خود، آشكار و واضح است و قابل ترديد و شبهه نيست ؛ شبهه وترديدى كه منجر به اختلاف بين مجتهدان گردد؛ مانند نصوصى كه در باب ارث و مانند آن وارد شده است.
طبيعى است كه ميزان اشتباه و عدم تطابق با واقع تشريع اسلامى در آراى مجتهدان، در مجموع مسائل اين ابواب، از ميزان خطا در اين آرا در مجموعهاى از مسائل ابواب عبادات، كمتر است ؛ بر حسب تفاوت شمار فتاوايى كه در اين دو مجموعه از مسائل فقه وجود دارد.