فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٤ - نگاهى گذرا به مسئلهء اجتهاد محمد اسحاق فياض
موضوع ـ چه رسد به همهء موضوعات ـ تأكيد و اصرار ورزد.
در هريك از اين سه محور، هر مجتهدى بايد به درجهء اجتهاد رسيده باشد؛ اجتهادى كه حاصل تحقيقات جدّى و گسترده در دو حوزه است: يكى تحقيقات و بررسيهاى موضوعى، مرتّب و واقع بينانه در جهات سه گانه مزبور (كشف صحّت نص، كشف مدلول نص و كشف مطابقت مدلول با واقع) و كوشش در راه تكوين نظريات كلان و قواعد مشترك و ديگرى، بررسى و تحقيق در شمارى از علوم ديگر به صورت پيش نياز و زمينه براى تحقيقات در حوزه نخست.
از عصر تشريع تا عصر اجتهاد
با افزايش هر چه بيشتر فاصله ميان دو عصر تشريع و اجتهاد، ترديدها و اوهام نيز از جهات و زواياى مختلف، بر نصوص تشريع سايه افكنده، اين نصوص را با پرسشهايى مواجه مىسازد. به همين سبب است كه اجتهاد در دورهء معاصر، كارى دشوار و پيچيده و همراه با ترديدها، اوهام و خطرات است و دفع اين شكوك، اوهام و خطرات و پر كردن خلأ دو عصر تشريع و اجتهاد، رسالت يك مجتهد در دورهء معاصر است و انجام اين رسالت ممكن نيست، مگر با تكيه بر مبانىِ علم اصول؛ يعنى تكيه بر نظريات كلان و