فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٥ - رؤيت هلال و ثبوت ماه
اگرچه از نظر علمى، درست است، اما براى اثبات اينكه واقعيت عنوان ماه قمرى، امرى يكباره و دفعى نسبت به همه كره زمين است و افراد متعدّد ندارد، كافى نيست. به دليل آنكه چه بسا عنوان ماه قمرى، نامى براى پديده طبيعى خروج ماه از محاق نباشد، بلكه نام پديده واقعىِ ديگرى باشد كه نسبى بوده و در نقاط مختلف زمين، افراد متعدّد دارد و آن، عبارت است از «امكان رؤيت هلال در شهررؤيت». مقصود از امكان رؤيت، آن است كه هلال در نتيجه گردش خود، به درجهاى از نورانيت برسد كه در هر شهرى، هنگام غروب خورشيد، قابل رؤيت باشد. اين پديده نيز امرى واقعى است و رؤيت، طريق كشف آن است و در عين حال، امرى نسبى نيز هست؛ يعنى در سطح كره زمين، از نقطهاى به نقطه ديگر، متفاوت است.
حاصل آنكه با پذيرش اين نكته كه عنوان «ماه قمرى» عنوانى است كه در لغت يا عرف يا دست كم، در شرع، قابل وضع براى پديده واقعىِ ديگرى، يعنى امكان رؤيت هلال است، مجرد وجود پديده واقعىِ دفعىِ خروج ماه از تحت الشعاع خورشيد، براى حل نهايى مسئله، كافى نيست. بنابر اين با آنكه قياس طلوع هلال به طلوع و غروب خورشيد، درست نيست، ولى باز حلول ماه و صدق عنوان ماه قمرى، نسبى بوده و بر حسب اختلاف افق مناطق زمين، متفاوت خواهد بود.
علاوه بر اين، از ظاهر استدلال نخست، چنين بر مىآيد كه خارج شدن ماه از تحت الشعاع، براى حلول ماه قمرىِ جديد در سراسر كره زمين، كافى است.البته خواهد آمد كه اين سخن، نسبت به نقاطى از كره زمين كه در وضعيت روز به سر مىبردعرفاً درست نيست و نمىتوان روز و شب پيش از آن را كه هنوز در بسيارى از آن نقاط،هلال طلوع نكرده است، جزء ماه جديد به شمار آورد.
معناى اين سخن، آن است كه براى صدق حلول ماه قمرى، به ناچار بايد علاوه بر خروج ماه از شعاع خورشيد، قيد و خصوصيت ديگرى را نيز لحاظ كرد و شايد اين خصوصيت، نسبى باشد.
ظاهراً جناب استاد ـ آية اللّه خويى ـ با توجه به همين اشكال، فتواى خود را در