فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٢ - رؤيت هلال و ثبوت ماه
در اينجا بى مناسبت نيست كه بخشى از سخنان مشهور و استدلالهاى ايشان را نقل كنيم:
محقق اردبيلى پس از نقل عبارت كتاب
در فرض مذكور، وجه اين سخن كه هر شهرى حكم جداگانه خود را دارد، ظاهر است؛ زيرا وقتى كه مكلّف در شهر خود به افق نگاه كرد و هلال را نديد و در شهر ديگر، هلال ديده شده باشد، در باره او صدق مىكند كه هلال را رؤيت نكرده است، پس روزه نمىگيرد؛ زيرا براساس ادلّه رؤيت، اين روز در اين شهر، از ماه رمضان نيست. رؤيت هلال در شهر ديگر، براى اهل اين شهر، سودى نمىبخشد و صدق رؤيت در شهر ديگر، مستلزم صدق رؤيت دراين شهر نيست؛ زيرا مفروض، آن است كه او با آگاهى از اختلاف افق، مىداند كه رؤيت در آن شهر، مستلزم امكان رؤيت دراين شهر نيست، بلكه گاهى ممتنع است. بنابر اين اگر مكلّف به اختلاف آفاق توجّه نداشته باشد، گاهى ملتزم به روزه كمتر از بيست و نه روز مىشود.
خلاصه، مكلّف بايد به رؤيت هلال و حلول ماه، همچون اوقات نماز بنگرد؛ طلوع فجر در شهرى، مستلزم وجوب نماز صبح در شهر ديگرى كه هنوز در آن، فجر ندميده است، نخواهد بود؛ هر چند مكلف با دليل يا با شهادت شهود علم حاصل كرده باشد كه در آن هنگام، فجر در آن شهر طلوع كرده است. (١٤)
بخش نخست سخن محقق اردبيلى كه مىگويد: «وقتى كه مكلف در شهر خود به افق نگاه كرد و هلال را نديد و در شهر ديگر، هلال ديده شده باشد، در باره او صدق مىكند كه هلال را رؤيت نكرده است، پس روزه نمىگيرد؛ زيرا براساس ادلّه رؤيت، اين روز در اين شهر، از ماه رمضان نيست» تمسّك به اطلاق روايات رؤيت است كه در تقريب نخست گذشت وضعف آن بيان شد.
(١٤) مجمع الفائدة و البرهان، ج٥،ص ٢٩٤.