فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٠ - تطبيق نظام حقوقى اسلام با حقوق وضعى معاصر عباس كعبى
است، و به شخصى كه دراين اشتباه واقع شود، اجازه داده مىشود تا ابطال عقد را درخواست كند.
از موارد استثنا قاعده عدم جواز اعتذار به جهل قانون، حالت قوّه قاهره و شرايط پيش بينى نشده است كه نتيجه آن، جهل مردم به قانون در وضعيت غير مترقّبه و اجتنابناپذير است؛ مانند اينكه قسمتى از سرزمين مربوط به يك دولت، به خاطر محاصره دشمن يا به دليل آشوبها و هرج و مرجهاى اجتماعى، از آن دولت جدا گردد و در نتيجه، روزنامه رسمى در دسترس مردم اين منطقه قرار نگيرد. در چنين حالتى ، اجراى قاعده مذكور بر اين منطقه به رغم شرايط اجتماعى موجود در آن، اخلال به اصل عدالت است و در سيستم قضايى فرانسه و قوانين برگرفته از آن، به اين استثنا عمل شده است.
در شريعت اسلامى براى اينكه شخص، مخاطبِ يك قاعده قانونى باشد، شرايطى عام وجود دارد كه به آنها شروط عامّه تكليف مىگويند و عبارت است از: بلوغ، قدرت و عقل. باتوجه به اين شرايط صبى و كودك، مجنون و عاجز از انجام تكليف، قطعاً مخاطب قاعده حقوقى و قانونى نيستند و در باره اين گروه از مردم، قاعده قانونى الزامى نيست.
اما در باره علم به تكليف، در ميان مذاهب اسلامى، اختلاف است. اشاعره آن را از شرايط عامّه تكليف مىدانند و از نظر آنها احكام شرعى، به عالمان به احكام اختصاص دارد، اما شيعه اماميه علم را از شرايط عامه تكليف نمىدانند، بلكه تكاليف واقعيه و به عبارت ديگر، خطابهاى قانونى، به طور يكسان بين عالم و جاهل، مشترك است. البته علم، شرط استحقاق عقاب و كيفر بر مخالفت قاعده حقوقى است و