فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢١ - تطبيق نظام حقوقى اسلام با حقوق وضعى معاصر عباس كعبى
جاهل مقصّر به منزله عالم به حكم است و عذرش پذيرفته نيست، اما جاهلِ قاصر به دليل مخالفت او با حكم قانون، مستحق كيفر نيست؛ زيرا خطاب قانونىِ لازم الاطاعه، در حقِّ او قطعى و منجّز نشده است.
٣. قاعده حقوقى، همراه با جزا
در مبحث دوم گفتيم كه جزاى قانونى، امرى بيرون از جوهر و ذات قاعده حقوقى است، ولى در عين حال، امروزه از مهمترين راههاى ضمانت احترام و اجراى قانون است كه قدرت حاكم يا همان دولت، با عقاب يا دادن پاداش، آن را در جامعه اجرا مىكند. با توجه به اهميت بحث جزا، شايسته است كه افزون بر آنچه از بحث دراين باره گذشت، بحث ويژهاى را در باره آن طرح كنيم و به بررسى دو موضوع مهم دراين بحث بپردازيم:
تعريف جزا وويژگيهاى آن
١. دنيوى است؛ يعنى در دنيا اجرا مىشود نه در آخرت.
٢. پديدهاى است مادى، خارجى و ملموس، نه معنوى كه بر جسم يا مال يا شخصيت فرد مجرم وارد مىگردد. اين همان عنصرى است كه مجازات به اين معنا را از انواع مجازاتهاى ديگر كه به صورت توبيخ درونى يا سرزنش جامعه در برابر ناهنجاريهاى اخلاقى و اجتماعى ظاهر مىشود، متمايز مىسازد.
٣. توسط قدرت حاكم، وضع و تدوين شده، از حيث طبيعت، نوع و اندازه، تحديد مىگردد؛ بر عكس جزا در قواعد اخلاق و سنّت.
اگر به مسئله جزا نگاهى جامع و فراگير داشته باشيم، گونههاى مختلف نظم اجتماعى و