فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٤ - تطبيق نظام حقوقى اسلام با حقوق وضعى معاصر عباس كعبى
كلّىِ علم حقوق مشهور است و به مثابه مقدمه علم حقوق تدريس مىشود. گاهى نيز به آن «علم اصول حقوق» گويند.
در مدارس دينى «علم اصول فقه» تدريس مىشود كه به منزله ابزارى است براى استنباط احكام شرعى، و به اين اعتبار، مدخل و مقدمهاى براى مباحث استدلالى و تفصيلى در علم فقه، و به همين دليل به آن «اصول استنباط» نيز مىگويند.
٤. فرق اصول فقه و اصول حقوق
برخى ممكن است تصوّر كنند «علم اصول فقه» و «علم اصول حقوق» هر دو، ماهيّتاً يكى است؛ زيرا هر دو، مدخل و مقدمهاى براى علم فقه و علم حقوق است؛ چنان كه هر دو، بحثهاى مشتركى نيز دارد. (٤) اما اين تصور، سطحى و فاقد دقّت و تأمّل كافى است؛ زيرا علم اصول حقوق، معطوف به نظريات پيشين و احكام حقوقى است كه هم اكنون در جامعه در حال اجراست و با اين علم، انسان به اصول اين آرا و احكام ـ كه به عنوان پيش فرضهاى حقوقى در حال اجراست ـ آشنايى مىيابد، اما در علم اصول فقه، چنين آرا و احكامى از قبل پذيرفته شده و مفروض نيست تا اين علم، معطوف به آن آرا باشد، بلكه پژوهشگر دراين علم، در پى آشنايى با مبادى و منابعى است كه در استنباط احكام مورد استفاده قرار گيرد و با توجه به اين جهت است كه در تعريف علم اصول فقه گفتهاند: علم به كبرويات و اصولى است كه در صورت ضميمه شدن به صغرويات و فروع، نتيجهاش حكم شرعى است.
٥. طرح ايجاد تحوّل در علم اصول حقوق، با استفاده
از پژوهشهاى اصولى در شريعت اسلامى
براى بيان اين حقيقت و ضرورت ضمن تأييد بيان علامه سيد محمد تقى حكيم كه در اثر ماندگار خود «
(٤) محمد جعفر جعفرى لنگرودى، مقدمه علم حقوق، ص٣ ـ ١١، انتشارات حقوق گنج دانش، ١٣٦٢ هـ. ش.