حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٧٤ - پیشینه درایه در شیعه با بررسی کاربرد مصطلحات حدیثی در کتب اربعه
- اِسناد
§ «وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى».[٢٤٠]
- مقطوع الإسناد
§ «فَأَوَّلُ مَا فِيهِ أَنَّهُ مُرْسَلٌ مَقْطُوعُ الْإِسْنَادِ وَ مَا هَذَا حُكْمُهُ لَا يُعَارَضُ بِهِ الْأَخْبَارُ الْمُسْنَدَةُ».[٢٤١]
- منقطع الإسناد
§ «أَوَّلُ مَا فِيهِ أَنَّهُ خَبَرٌ مُرْسَلٌ مُنْقَطِعُ الْإِسْنَادِ لِأَنَّ جَعْفَرَ بْنَ بَشِيرٍ فِي الرِّوَايَةِ الْأُولَى قَالَ عَمَّنْ رَوَاهُ»[٢٤٢]
- منقطع
§ «أَنَّ هَذَا الْخَبَرَ مُرْسَلٌ مُنْقَطِعٌ»[٢٤٣]
§ «فَهُوَ حَدِيثٌ مُنْقَطِعٌ»[٢٤٤]
«اِسناد» همان رساندن حدیث به گویندة آن(پیامبر، امام یا آنچه در معنای آن دو باشد) است.[٢٤٥] و «حدیث منقطع» به معنای عام، حدیثی است که اسناد آن تا به معصوم: متصل نباشد؛ حال چه از اول آن یک یا چند نفر افتاده باشد یا از وسط و آخر آن، که منقطع به این معنا، اعم از مرسل و معلق خواهد بود. و «حدیث منقطع» به معنای اخص عبارت است از: حدیثی که از وسط اسناد آن به قول شهید ثانی در الرعایه یک نفر و به تصریح والد شیخ بهایی در وصول الأخیار یک یا چند نفر افتاده باشد.[٢٤٦]
همان گونه که از تأمل در نمونههای ذکرشده نیز برمیآید، منظور شیخ از دو اصطلاح «منقطع الاسناد» و «مقطوع الاسناد» و نیز «منقطع»، همان حدیث منقطع به معنای عام در درایه است که یکی از انواع آن، حدیث مرسل است.